بحث پيرامون مسائل نوظهور
بيمه
يكى از مسائلى كه در زمان شارع اسلام نبوده و اخيراً پيدا شده تأمين و بيمه است .
مسأله 1 - بيمه عقدى است كه بين بيمهشونده و بيمه كننده واقع مىشود ، بدين قرار كه بيمه كننده ملتزم مىشود خسارت معينى از بيمهشونده را به عهده بگيرد و جبران كند و در مقابل ، بيمهشونده كه او را مستأمن مىناميم مبلغى معين به رضايت طرفين را متعهد شود كه به وى بدهد يا فى المجلس و يا بعداً .
مسأله 2 - اين عقد مانند ساير عقود احتياج به ايجاب و قبول دارد . ممكن است در اين عقد بيمه كننده موجب ، و بيمه شونده قابل باشد . او ايجاب عقد را بگويد و اين قبول عقد را ، به اين اينكه بيمه كننده بگويد على جبر خساره كذائيه فى مقابل كذا يعنى بر عهده من است جبران فلان خسارت تو در مقابل فلان مبلغ و قابل يعنى بيمهشونده بگويد قبلت - قبول كردم همانطور كه به عكس اين نيز ممكن است ، به اين نحو كه بيمهشونده بگويد على اداء كذا فى مقابل جبر خساره على كذا يعنى بر عهده گرفتم فلان مبلغ را بدهم در مقابل اينكه فلان خسارت مرا جبران كنى و بيمهكننده بگويد : قبول كردم . و يا بيمه شونده بگويد على اداء كذا فى مقابل عهد تك جبر خساره كذا - يعنى بر عهده من است پرداخت فلان مبلغ در مقابل تعهد تو جبران فلان خسارت مرا حاصل كلام اينكه عقد بيمه به هر عبارتى كه منظور را برساند ، واقع مىشود .
مسأله 3 - در گوينده ايجاب ، و قبول كننده آن در عقد بيمه ، همه آن شرايطى كه در ساير عقود معتبر شده است معتبر مىباشد ، مانند بلوغ و عقل و محجور نبودن و اختيار و قصد . بنابراين عقد بيمه از كودك نابالغ و ديوانه و كسى كه به علت ورشكستگى يا غير آن محجور و ممنوع از تصرف در مال خود شده ، و نيز از كسى كه او را اكراه و مجبور كردهاند و امثال اينها ، صحيح نيست .
مسأله 4 - در بيمه علاوه بر آنچه گفتيم چند چيز ديگر شرط است :
اول - اينكه منفعت مورد بيمه ، مشخص باشد كه چه چيز بيمه شود ، شخص بيمه شونده