كه احتياط آن است كه وصىّ و اقارب با هم سازش نمايند .
مسأله 18 - حق حضانت تا بلوغ طفل است ؛ و بعد از بلوغ هيچ كس حتى پدر و مادر حق حضانت بر او ندارند و او براى خود انسانى مختار است چه دختر باشد و چه پسر .
نفقه
دادن نفقه به سه مورد واجب مىگردد . 1 - ازدواج و زوجيّت 2 - قرابت 3 - مالكيت .
مسأله 1 - نفقهء زن زمانى به شوهر واجب است كه در عقد دائمى او به سر ببرد پس زن موقّت واجب النفقه نيست . شرط ديگر اين است كه زن از شوهر خود تمكين نمايد البته در امورى كه اطاعت و تمكين واجب است . پس زن ناشزه حق دريافت نفقه ندارد و فرقى نمىكند كه مسلمان باشند يا ذمى .
مسأله 2 - در صورتى كه زن ناشزه از نشوز خود دست بردارد ، فقط به صرف همين امر واجب النفقه نمىگردد ، بلكه بايست حتماً اطاعت و فرمانبردارى خود را از شوهرش اظهار نمايد و شوهر هم يقين به تمكين او نمايد و مدت زمانى گذشته و اگر شوهر هر وقت خواست بتواند به او دست پيدا كند ، در اين صورت است كه باز هم نفقه به اين زن واجب مىشود .
مسأله 3 - در صورتى كه زن مرتدّ شود ، نفقه دادن به او از شوهر ساقط مىشود و در صورتى كه در زمان عده دوباره اسلام آورد شوهر بايست نفقه او را بپردازد .
مسأله 4 - على الظاهر نفقه دادن به همسرى كه هنوز به سن بلوغ نرسيده است تا زمان بلوغ و كام گرفتن شوهر از او واجب نيست به خصوص زمانى كه آن قدر كوچك و صغير باشد كه حتى تلذّذ و بازى با آن هم ميسّر نباشد . همچنين ، زوجهاى كه بزرگ است و شوهرش آنقدر صغير باشد كه توانايى كام گرفتن از او را نداشته باشد . بله اگر زن و شوهر هر دو نفر نزديك به بلوغ باشند و يا شوهر نزديك به بلوغ و زن نيز كبيره باشد بعيد نيست اگر زن اجازه داده باشد شوهر به هر مقدار كه خواست و توانايى داشت از او التذاذ كند ، حق نفقه داشته باشد .
مسأله 5 - اگر عدم تمكين زن از شوهر به خاطر داشتن عذر شرعى باشد مانند اينكه در حال احرام است و يا حيض است و يا در حال اعتكاف در مسجد و يا به هر علّت عقلى مانند اينكه بيمار است و تمتّع جستن شوهر از او برايش ضرر دارد ، حق نفقهء زن ساقط نخواهد شد . اين حكم در صورتى كه زن بدون اذن شوهر به سفر حج رفته باشد و يا با اذن او به سفر واجب و مستحبى نيز رفته باشد نيز جارى است . حتى اگر شوهر او را از