تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
وصيت وصى خود قرار داده باشد و او نيز موت كرده باشد و يا به دليلى وصايت او زائل شده باشد مانند جنون ، حاكم عهده‌دار امر وصايت مىشود يا خود بايد آن را انجام دهد و يا كسى را براى انجام آن معين نمايد ، در صورتى كه حاكم و منصوب از طرف او موجود نباشد ، عدول مؤمنين و كسانى كه مورد وثوق باشند به آن وصيت عمل مىكنند . مسأله 53 - بر موصى جايز است بر كارهاى وصى ، ناظر تعيين نمايد در صورتى هم كه ناظر تعيين نمايد وظيفهء ، تابع قرارى است كه موصى براى او تعيين مىنمايد . گاهى اوقات موصى براى اينكه مطمئن گردد تمام وصيّت او كاملًا اجرا مىگردد براى وصى ناظر معين مىكند و بر وصى شرط مىكند كه كارهايش را با اطلاع ناظر انجام دهد و حتى مىگويد كه اگر كارى را بر خلاف امر وصيّت انجام دهى ناظر حق اعتراض دارد و گاهى اوقات نيز قرار دادن ناظر به خاطر اين است كه به نظرات وصىّ اطمينان كامل ندارد . اما نظريات ناظر را مىپسندد پس به وصىّ مىگويد كه بايد كارهايش را بنا بر نظر ناظر انجام دهد و بدون تصويب او كارى را انجام ندهد . كه در اين صورت وصى مستقل در تصرف است امّا در رأى و نظر مستقل نيست . و تنها كارى از او نافذ است كه با نظر ناظر انجام شده باشد . بنابراين اگر به نظر خود كارى را انجام دهد و به نظر رجوع نكند اگر مطابق نظر وصيّت كار كرده باشد ظاهراً بنابر وجه اول صحيح است و بنابر وجه دوم صحيح نيست و شايد غالباً تعيين ناظر براى اوصيا همان انگيزهء اول باشد . مسأله 54 - براى پدر در صورت نبودن جدّ پدرى و براى جدّ پدرى در صورتى كه پدر نباشد جايز است كه براى صغير قيّم معلوم و معين نمايند . و با بودن يكى از آن دو نفر حاكم به آن ولايت ندارد . غير از پدر و جد پدرى نيز هيچ كس نمىتواند براى صغير قيم معين نمايد حتى مادر صغير . مسأله 55 - در قيّمى كه براى اطفال معين مىشود شرط است كه همه شرايط وصى را داشته باشد و نزديك‌تر به احتياط هم آن است كه عدالت را نيز رعايت نمايد هر چند بعيد نيست كه داشتن امانت و وجود مصلحت براى او كافى باشد . مسأله 56 - اگر موصى جهت خاصى را براى قيم معين نمايد ، قيم تنها مىتواند در آن جهت تصرف نمايد ، و اختيار ساير جهات صغير بر عهده حاكم و كسى است كه از طرف حاكم منصوب مىشود . بنابراين اگر موصى قيم را فقط براى حفظ مال صغير ، آنچه كه مربوط به خارج آنان است قيم نمايد ، ديگر ولايتى براى فروختن مال آنها و يا اجاره دادن اموال آنها ندارد . همچنين در اين صورت حق ندارد كه صغير را اجير كسى قرار دهد و يا اينكه بدهكارىهاى صغير را پرداخت نمايد و طلبكارىهايش را وصول نمايد . امّا موصى به صورت مطلق او را قيم نمايد مانند اينكه بگويد « فلانى قيم فرزندان من است »
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 288 | السيد الخميني / محمد موسوى بجنوردى