تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
وصى شده باشد امّا اگر بالغ را ضميمهء او نمايند اشكال ندارد . فرد بالغ تا زمان بلوغ كودك در تنفيذ وصاياى موصى مستقل عمل مىكند . و زمانى كه صغير بالغ گردد خود آن را انجام مىدهد ، وى حق اعتراض نسبت به آنچه كه فرد بالغ قبلًا انجام داده است را ندارد . مگر اينكه آنچه او انجام داده است بر خلاف وصيّت بوده است و مىتواند آن را بر طبق وصيت انجام دهد . در صورتى كه صغير قبل از بلوغ فوت نمايد و يا اينكه مجنون و يا سفيه گردد و در آن حال هم به بلوغ برسد فرد كامل مىتواند خود به تنهايى به وصيّت عمل نمايد . مسأله 40 - اگر بعد از اينكه موصى فوت نمود وصى ديوانه گشت آيا وصايت باطل مىگردد يا نه ؟ احتمال دوم خالى از وجه نيست . هر چند كه تصرفاتش نافذ نيست . اما اگر از آن حال بيرون آيد مىتواند به وصيت عمل نمايد نزديك‌تر به احتياط آن است كه حاكم او را دوباره وصى نمايد . بله اگر جنون تا حدّى باشد كه احتمال بهبودى در آن نباشد وصيت باطل است . مسأله 41 - بنابر احتياط واجب پسر نبايست وصيت پدر را رد نمايد . امّا بر غير فرزند پسر قبول وصيّت بر كسى واجب نيست . پس مىتواند تا زمانى كه موصى زنده است وصيت را رد نمايد البته به شرطى كه اين ردّ را خود به او ابلاغ نمايد ، و نزديك‌تر به احتياط آن است كه در جايى كه موصى كسى را براى وصيت ندارد ، وصيت را رد نكند . اگر رد بعد از مرگ موصى اتفاق بيافتد و قبل از مرگ بوده لكن به وى ابلاغ نشده است ، وصيت لازم مىشود و ديگر حق رد كردن آن را ندارد . حتى اگر هم موصى در زمان حيات به وى نگفته باشد كه وى را وصى خود قرار داده است . و او بعد از مرگ اطلاع پيدا كرده است : در اين حالت هم او وصى است و نمىتواند آن را رد نمايد . مسأله 42 - موصى مىتواند دو نفر يا بيشتر را وصى خود قرار دهد . در اين صورت اگر به اين تصريح كرده باشد كه هر كدام از آنها در كارشان استقلال دارند و يا تصريح به عدم استقلال آنها نموده باشد و يا اينكه هيچ چيزى را تصريح نكرده باشد هر يك از اين حالت كه از قراين موجود برآمد متّبع است . در غير اين صورت هيچ يك از آنها نمىتوانند در تصرّفات خود مستقل از ديگرى كار كند نه در تمامى وصيّت و نه در برخى از آن . اين كار هم كه ثلث اموال را نصف كنند و هر يك از در نصف آن مستقل باشند نيز جايز نيست ؛ چه اين كه موصى اجتماع آنها را شرط كرده باشد و چه نه و يا مطلق باشد . اگر در كارها اختلاف پيدا كردند و در آنها اجتماع حاصل شد ، حاكم آنها را مجبور مىكند و اگر اين هم ممكن نشد به جاى آنها دو نفر ، ديگرى را به عنوان وصى منصوب مىكند . البته اين در صورتى است كه آن‌ها به خاطر اختلاف در اجتهاد و فتوى با هم مشكل