اصلح حتى اگر گيرندهء مال از ارحام نباشد .
مسأله 3 - صدقه هاشمى براىهاشمى ديگر حلال است همانطور كه براى غير هاشمى نيز به طور مطلق حلال است يعنى حتى زكات واجب و زكات فطره . امّا صدقات غيرهاشمى براى هاشمى تنها در مستحبّات حلال است و صدقهء واجب مانند زكات مال و فطره بر او حلال نيست . امّا در غير اينها مانند مظالم و كفارات همانند مستحبات غيرهاشمى مىتواند بههاشمى صدقه بدهد . هر چند كه ندادن نزديكتر به احتياط است .
مسأله 4 - در دهنده صدقه چند شرط معتبر است يك : بالغ باشد ، دو : عاقل باشد و سه :
محجور نباشد .
مسأله 5 - در گيرندهء صدقهء مستحبى فقر ، ايمان ، و اسلام شرط نيست ، پس به غنى هم مىتوان صدقه داد ، به كافر ذمّى و مخالف در مذهب جايز است هر چند از ارحام دهنده نباشند ، بله جايز نيست صدقه را به ناصبى و كافر حربى بدهند هر چند كه از ارحام دهنده باشند .
مسأله 6 - صدقه سرّى افضل است زيرا در حديث آمده است كه صدقهاى كه به صورت پنهان داده شود ، آتش عقب پروردگار را خاموش مىكند ، و شعله گناه را نيز همچنين ، مانند آنكه آب آتش را فرو مىنشاند ، همچنين آمده است كه صدقه فيهافى هفتاد نوع بلا را دفع مىنمايد بله اگر اين عمل باعث تهمت شود يعنى اطرافيان انسان بگويند فلان كس بخيل است و تا الآن چيزى به فقير پرداخت نمايد جايز است كه آن را به صورت علنى پرداخت نمايد كه از خود بتواند رفع اتهام نمايد . همچنين اگر اين كار باعث شود كه ديگران نيز به او اقتدا نمايند و گرفتارى يك تهيدست و فقير از بين برود علنى كردن صدقه دادن اشكال ندارد . و تأكيد بر پنهان كردن آن وجود ندارد . البته اين درباره صدقات مستحبى است امّا در حدود صدقات واجب بهتر است كه علنى اظهار شود ، چه پاى تهمت و اقتداى ديگران در بين باشد چه نباشد .
مسأله 7 - كمك كردن و واسطه شدن به اين كه صدقهاى به بيچارهاى برسد مستحب است . زيرا از رسول خدا ( ص ) روايت شده است كه در خطبهاى فرمودند اگر كسى به نيابت از صاحب ملا صدقهاى به تفسير بدهد نظير اجر صاحب مال را دارد . حتى اگر واسطه چهل نفر باشند و در دست آنها بگردد تا به نفر چهلم برسد و او آن را به تفسير بدهد . همهء آنها اجر كامل دارند ، قرآن كريم فرموده است در آن چه نزد خدا ماندنىتر است براى كسانى كه تقوا پيشه نمايند و احسان كنند و اهل دانش باشند .
مسأله 8 - خريدن و قبول هبه كردن چيزى كه فقير به عنوان صدقه گرفته است شديداً
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٧٤