تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقوط اصفهان ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
گذشته است . خود وى نيز آذوقهء فراوان گرد آورده است و آنها را در قلعهء شهر ذخيره كرده است . مانند ساير پادشاهان وى خدمتگزارانى دارد كه به دين او نيستند و به اين گونه كسان جيره و مواجب منظم نمىدهد و گاه و بيگاه به آنها خواروبار و آذوقه مىرساند . به لشگريان افغانى خويش اضافه حقوق و پاداش ( دنلق ) نمىدهد ، چونكه آنها را آزاد گذاشته است تا هر چه بتوانند بدست آورند براى خود برگيرند . حقوقى برابر 6 تومان در سال براى خدمتگزارانى كه به مذهب او نيستند معين كرده است ولى تاكنون از آن بابت چيزى به آنها نداده است . مردم شهر افغانان را دوست نداشتند ولى به رعايت ظاهر بدانها از خود تمايل نشان مىدادند . وضع سرداران ايرانى نيز چنين بود . با اينهمه مردان رزم آزماى جنگجو محمود را دوست مىدارند ، چه مقامات و امتيازات فراوانى براى آنها فراهم ساخته است . سابقا شاه پيشين زردتشتيان را [ با زور ] مسلمان كرده بود ولى محمود اينك بدانها اجازه داده است كه اگر بخواهند به كيش ديرين خود بازگردند ، به همين جهت نيز آنان همه از جان و دل به خدمت وى برخاسته‌اند . « 1 » محمود به چهار صد تن وامهايى از 3 تا بيست تومان و با سود دويست دينار در ماه بداد ، تا بتوانند دكانهاى خويش را بگشايند و بكسب و كار مشغول شوند . اسناد اين وامها را به اسم الماسى « 2 » پسر قوللر آقاسى مىگرفتند . وى كسانى را بفرستاد تا مردم را آگاه سازند كه هر كسى براى گشودن دكان و يا كسب و كار خويش نيازمند پول است بيايد از وى بگيرد . مردم
هامش
( 1 ) - دليل حسن خدمت و صداقت اينان به محمود از آنچه در گز كردند واضح مىگردد و نيز زردشتيان محمود را ، هنگاميكه در سال 1719 ميلادى ( 1131 هجرى ) به كرمان رسيد ، پذيره شدند و به نيكو داشت او بپاى خاستند . رجوع كنيد به كتاب سقوط دولت صفوى و تسخير ايران بدست افغانان ، تأليف اينجانب ، ص 111 . ( ل . ل ) . ( 2 ) -Almasi( كذا فى الاصل ) و معلوم نشد مقصود او كه بوده است .
سقوط اصفهان ( فارسى ) — صفحة 103 | پطرس دى سركيس گيلانتز / محمد مهريار