تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقوط اصفهان ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
( چوخا ) « 1 » براى دوختن 8000 ثوب جامهء بلند براى سربازان به آنها تسليم داشتند . ارمنيان همچنان تعداد زيادى لحافهاى خوب ، تشكها ، و بالش‌هاى نفيس كه همه از قماش ( كذا ) و زرى ( كذا ) بود [ بافغانان ] دادند . 75 - محمود سخت متكبر و مغرور شده بود ، مخصوصا از اين جهت كه مال و ثروتى چنين هنگفت جمع آورده بود و خزانه او روز به روز بزرگتر مىشد . وى خود را چندان بزرگ مىشمرد كه [ مىپنداشت ] هيچكس در جهان چون او عظيم نيست . 76 - محمود در سه موقع مال و ثروت از خزانهء خويش به قندهار فرستاد . نخست مصحوب نور محمد و بار دوم بهمراهى آقا موسى و در كرت سوم با محمد نشان « 2 » . وى شصت تن جوان ارمنى را [ بعنوان نگهبان ] به اتفاق آقا موسى بفرستاد تا از گنجينهء او پاسدارى كنند ، و همچنين بقندهاريان ثابت كند كه وى به حقيقت اصفهان را به تصرف خويش درآورده است . ولى نظر عمدهء وى در فرستادن اين اموال به قندهار اين بود كه سپاهيان بيشترى در آنجا فراهم كند ، و خانواده‌ها را يكسره با اطفال آنان به اصفهان بياورد ؛ اگر چه حالا ديگر مسلم بود كه 14 هزار تن سپاهى افغانى به سالارى محمد نشان در حدود پاييز به اصفهان خواهند آمد كه به سوى قزوين و همدان روان شوند . اندكى پيش از اين واقعه ، فرزندان نصر اللّه كور سلطان و 1200 خانوار افغانى از سيستان به اصفهان آمده بودند . 77 - شاه سابق قلعه‌يى در گز « 3 » ساخته بود كه محمود ، چندين بار ناكام
هامش
( 1 ) -Chokhaپارچه پشمين را گويند . ( 2 ) - بطورى كه از اين پيش گفته شد محمد نشان قاضى درگاه محمود بود ، ولى از احوال آقا موسى و نور محمد اطلاعى بدست نيامد . ( ل . ل ) . ( 3 ) - گز (Gaz) قريهء بزرگى است در شمال شرقى اصفهان . ( ل . ل ) .
سقوط اصفهان ( فارسى ) — صفحة 100 | پطرس دى سركيس گيلانتز / محمد مهريار