بدان حمله برده بود . در آخر زردتشتيان بگز رفتند ، ديوارها فرو آوردند ، و باره آن را ويران ساختند ، قريه را بگرفتند و تمامى مردانش را بكشتند و زنان و فرزندان و اموال آنان را همه به اصفهان كشيدند . « 1 »
78 - افغانان نتوانستند دهكدههاى خيزون ( كذا ) « 2 » و بن اصفهان ( كذا ) را تصرف كنند « 3 » چون ( ساكنان ) اين دو دهكده سخت با آنان به مخالفت برخاستند . با اينهمه چون دريافتند كه ديگر راهى براى نجات و آزادى نيست خود بنزد افغانان رفتند و به حكومت ايشان گردن نهادند .
79 - افغانان خيلى از گرجيان ، كه سابق بر اين جسارت و صلابت ايشان را ديده بودند ، ترس داشتند . محمود بگرجيانى كه در خدمت او داخل شده بودند گفت : « به هموطنان خويش در گرجستان بنويسيد كه آهنگ ما نكنند ، چه اگر به سوى ما راه بردارند همهء شما را هلاك خواهيم كرد » .
80 - قصد محمود اين است كه همهء خاك ايران را تصرف نمايد و خود بر آن حكومت كند . وى بر آن سر نيست كه كشور [ ايران ] را به باد غارت دهد و سپس به قندهار باز گردد . از آنجا كه امروز آتش فتنه و آشوب شعلهور است ، عدالت و امنيت براى هيچكس وجود ندارد و هيچكس نيز به انديشهء آن نيست .
قصد محمود اين است كه دشمن خود را مغلوب و منكوب كند و جهان را بر او تيره سازد ؛ و گمان مىرود چون وى شاهد مقصود را در آغوش بگيرد تواند باشد كه
هامش
( 1 ) - زردشتيان با افغانان همدست شده بودند چون كه از شاه سابق خيلى آزار و اذيت ديده بودند .
( ل . ل ) .
( 2 ) - خوزان صحيح است ، ولى در عرف عوام آن را خيزون تلفظ مىكنند .
( 3 ) - قراء خوزان وبن اصفهان (Ben Ispahan) يا « ورنوس فادرآن » و فروشان جمعا قصبهء بزرگى را تشكيل مىدهد كه بنام سده معروف است و به فاصله 5 / 7 ميل در شمال غربى اصفهان قرار دارد . در اين اواخر معلوم نيست به چه جهت نام آن را همايون شهر كردهاند . ( ل . ل . و . ك . م ) .