توحيد و عدل
از على عليه السلام دربارهء توحيد و عدل پرسش شد . فرمود :
إنَّ التّوحيدَ أنْ لا تَتوَهّمَهُ وَالعدْلَ أنْ لا تَتَّهِمَهُ ؛ « 1 »
توحيد آن است كه خدا را در پندار نياورى و عدل آن است كه به او بدگمان نشوى .
سخن جاهلانه
و فرمود عليه السلام :
لا خَيرَ في الصَّمْتِ عَن الحكم كَما أنَّهُ لا خَيْرَ في القَوْلِ بِالجَهلِ ؛ « 2 »
در خوددارى از سخن حكيمانه ، خيرى نيست ؛ همان گونه كه در گفتن از روى نادانى ، خيرى نيست .
دعا براى باران
در دعايى كه با آن باران مىطلبيد ، مىفرمود عليه السلام :
اللّهُمَّ اسقِنا ذُللَ السَّحابِ دُونَ صِعابِها ؛ « 3 »
خدايا ! از ابرهاى مطيع بر ما ببار ، نه از سركشهايشان .
و اين ، از سخنهايى است كه فصاحت آن شگفت آور است و آن اين كه حضرت عليه السلام ابرهاى داراى رعد و برق و باد و صاعقه را ، به شترهاى سركش كه سوارانشان را مىاندازند ، و ابرهايى را كه از اين امور شگفتآور تهى هستند را به شترهاى رام كه با حال آرامى دوشيده و به راحتى براى سوارى استفاده مىشوند ، تشبيه كرد .
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، فيضالاسلام ، 1301 ، ح 462 . .
( 2 ) . همان ، 1302 ، ح 463 . .
( 3 ) . همان ، ح 464 . .