لِنَفسِهِ بأكْثَرَ مِن عَمَلِهِ . النُّومُ مَعَ الأَغنِياءِ أحَبُّ إلَيهِ مِن الذِّكْرِ مع الفُقَراءِ ؛ « 1 »
از كسانى مباش كه بدون انجام كارى آرزوى آخرت دارد و با آرزوى دراز ، توبه را به تأخير مىاندازد . در دنيا ، چون پارسايان سخن مىگويد ؛ در حالى كه كار دوستداران دنيا را انجام مىدهد . اگر از دنيا به او داده شود ، سير نمىگردد و اگر از آن باز داشته شود ، [ به آنچه دارد ] قناعت نمىكند . از شكرگزارى دادهها ناتوان است و زيادهاى كه باقى است [ و به او نرسيده ] ، شگفتزدهاش مىكند . [ ديگران را از كار بد ] باز مىدارد ؛ [ ولى خودش ] دست برنمىدارد ، و به آنچه انجام نمىدهد ، فرمان مىدهد . نيكوكاران را دوست دارد ؛ ولى از زُمرهء آنان نيست . از گنهكاران بدش مىآيد ؛ حال آن كه خود ، يكى از آنان است .
به سبب زيادى گناهانش ، از مرگ بدش مىآيد . و بر [ همان ] چيز كه به سبب آن ، مرگ را بد مىشمارد ، مىايستد . بر اساس گمانى كه مىبرد ، نفسش بر او پيروز مىگردد و بر اساس يقينى كه دارد بر نفس خود پيروز نمىشود . بر غير خود ، به كمتر از گناه خود مىترسد و براى خود بيش از [ تلاش و ] كارش اميدوار است . خواب با توانگران ، براى او دوست داشتنىتر از ذكر [ خداوند ] ، همراه فقيران است .
روزهايم را تباه كردند
از گفتار على عليه السلام اين سخن است :
قَد قَطَعُوا رَحِمي واضاعُوا أَيّامي وَدَفَعُوا حَقّي وَصَغَّروا عَظيمَ مَنْزِلَتي وَأجمَعُوا عَلى مُنازِعَتي . لايُعابُ المَرءُ بِتأخيرِ حَقِّهِ . إنَّما يُعابُ مَن أخَذَ ما
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، فيضالاسلام ، 1160 ، ح 142 .