اى كعب ! سؤالت را عرضه كن . گفت : اى اباالحسن ! مرا از شخصى كه پدر ندارد و كسى كه فاميلى ندارد و از كسى كه قبلهاى ندارد ، آگاه كن .
فرمود : امّا كسى كه پدر ندارد ، عيسى عليه السلام است و امّا كسى كه فاميلى ندارد ، آدم عليه السلام است و كسى كه قبله ندارد ، بيت الحرام است كه خود قبله است و قبلهاى ندارد .
اى كعب ! سؤالت را عرضه كن . گفت : اى اباالحسن ! دربارهء سه چيز كه در رحم حركت نكرده و از بدنى خارج نشده ، آگاهم كن . على عليه السلام فرمود : آن سه ، عصاى موسى و شتر ثمود و قوچ ابراهيم عليهم السلام هستند .
پس از آن ، فرمود عليه السلام : اى كعب ! سؤال ( بعدى ) را عرضه كن . گفت : اى اباالحسن ! يك خصلت ديگر باقىمانده كه اگر مرا از آن آگاه سازى ، تو همان هستى كه من آرزوى ديدارش را داشتم . فرمود عليه السلام : آن را عرضه كن ، كعب ! گفت :
قبرى كه صاحبش را با خود برد ؟ فرمود : آن يونس بن متى بود ؛ هنگامى كه خداوند او را در شكم ماهى زندانى كرد .
پرسشهاى اسقف نجران
از ابى جعفر محمدبن على ، امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمود : اسقف نجران عمربن خطاب را ملاقات كرد و گفت : اى اميرالمؤمنين ! سرزمين ما سرد و زحمت زياد دارد و سپاه تحمل آن را ندارد . من خود ماليات سرزمينم رابه عهده مىگيرم و هر سال به طور كامل پيش تو مىآورم . او هر ساله خودبا كمك كارانى كه همراه داشت مال را مىآورد و به طور كامل به بيتالمال مىپرداخت و عمر براى او تصفيه حساب مىنوشت .
امام باقر عليه السلام فرمود : سالى اسقف ، كه پيرمردى خوش سيما بود آمد و عمر او