اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : البته خداوند ، با همه آفريدهها ( چه خوب و چه بدشان ) سخن گفته است و آنها نيز به او جواب دادهاند . اصبغ گفت : اين جواب بر ابنكواء سنگين آمد و آن را نفهميد ؛ گفت : اين سخن گفتن چگونه بود ؟ فرمود : آيا كتاب خداوند متعالى را نخواندهاى ، آن جا كه به پيامبرش عليه السلام مىفرمايد : به ياد آور وقتى كه پروردگارت از فرزندان آدم ، از پشت آنان ذريّهشان را گرفت و آنان را بر خودشان شاهد گرفت . ( فرمود ) آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : بله . « 1 » او قطعاً سخن خود را به گوش آنان رساند و آنان نيز به او جواب گفتند . همانطور كه اى ابنكوا ! در سخن خداوند ، مىشنوى كه « گفتند بله » و خداوند به آنها فرمود : همانا من خدا هستم كه جز من خدايى نيست « 2 » و من بخشنده و مهربانم ، آنان به فرمانبردارى از او و پروردگاريش اقرار كردند و فرستادگان و پيامبران و جانشينان پيامبران را مشخص كرد و بندگان را به اطاعت آنها فرمان داد و در آن پيمان ، به اين فرمانبردارى اقرار كردند و آنان را بر خودشان شاهد گرفت و فرشتگان را نيز بر آنها گواه گرفت كه مبادا روز قيامت بگوييد : همانا از اين مطلب غافل بوديم . « 3 »
سيد رضى ، مؤلف كتاب مىگويد : اين آيه تفسيرى دارد كه اكنون جاى پرده بردارى از حقيقت و بيان واقعيت آن نيست .
مكانِ خدا
مردى يهودى از على عليه السلام پرسيد : خداى متعالى ، پيش از آن كه آسمانها و زمين را بيافريند ، كجا بود ؟ امام عليه السلام فرمود : كجا ، سؤال از مكان است ؛ در حالى كه خداوند بود و مكانى نبود ؛ پس او را با كوتاهترين كلمه مُجاب كرد .
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) : 172 .
( 2 ) . طه ( 20 ) : 14 .
( 3 ) . اعراف ( 7 ) : 172 .