تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت نامه ( ترجمه خصائص اميرالمؤمنين ع ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
را به خدا و دين پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دعوت كرد و به بيان برترى اسلام و نعمت‌ها و بزرگوارىهايى كه مسلمان‌ها به آن دست پيدا مىكنند ، پرداخت . اسقف گفت : اى عمر ! شما در كتابتان مىخوانيد : خداوند بهشتى دارد كه پهناى آن ، مانند پهناى آسمان و زمين است ؛ پس آتش جهنم كجاست ؟ امام باقر عليه السلام فرمود : عمر ساكت شد و سرش را از خجالت پايين انداخت . اميرمؤمنان على عليه السلام كه حاضر بود فرمود : جواب اين نصرانى را بده . عمر گفت : تو جوابش را بده . على عليه السلام فرمود : اى اسقف نجران ! من پاسخ تو را مىدهم . آيا انديشيده‌اى وقتى روز مىآيد ، شب كجا است و چون شب مىآيد ، روز كجاست ؟ اسقف گفت : گمان نمىكردم كسى اين مسأله را به من پاسخ گويد ؛ سپس گفت : اى عمر ! اين جوان كيست ؟ گفت : اين علىبن‌ابىطالب ، داماد پيامبر صلى الله عليه و آله و پسر عموى او ، و نخستين ايمان آورنده به اوست . او پدر حسن و حسين عليهما السلام است . اسقف گفت : اى عمر ! درباره جايى از زمين‌كه خورشيد در آن ، يك لحظه ظاهر شد و ديگر در آن‌جا ، نه قبل و نه بعداز آن ، ظاهر نشد ، به من خبر ده . عمر گفت : از همان جوان بپرس . اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : من پاسخ تو را مىدهم . آن دريا است ؛ هنگامى كه براى بنىاسرائيل شكافت و ( نور ) خورشيد در آن قرار گرفت و ديگر نه قبل و نه پس از آن در آن‌جا قرار نگرفت . اسقف گفت : اى جوان ! درست گفتى . اسقف سپس گفت : اى عمر ! درباره چيزى به من خبر ده كه دردست مردمان دنيا و شبيه به ميوه‌هاى اهل بهشت است . عمر گفت : از همان جوان بپرس . على عليه السلام فرمود : جواب تو را مىدهم . آن قرآن است كه مردم دنيا گِرد آن آمده ، نياز خود را از آن مىگيرند ؛ در حالى كه چيزى از آن كم نمىشود و همين گونه است ميوه‌هاى بهشت . اسقف گفت : درست گفتى ، اى جوان !