نزد او باشد تا از او چيزهايى بپرسد كه مىپنداشت بر روى زمين كسى كه آنها را بداند نمىشناسد . راوى گفت : على عليه السلام نشست ؛ سپس فرمود : مسألههايت را عرضه كن . او گفت : اى اباالحسن ! از نخستين درختى كه بر روى زمين تكان خورد ، مرا آگاه كن . حضرت فرمود : از نظر ما يا از نظر شما . او گفت : هم از نظر ما و هم از نظر خودتان . على عليه السلام فرمود : اى كعب ! تو و يارانت مىپنداريد ، آن همان درختى است كه كشتى حضرت نوح عليه السلام از آن جدا شد . كعب گفت : همين طور مىگوييم . على عليه السلام فرمود : اى كعب ! دروغ گفتيد ؛ بلكه آن درخت خرمايى بود كه خداوند متعالى همراه آدم عليه السلام از بهشت پايين فرستاد و آدم عليه السلام در زير سايه آن قرار گرفت و از ميوهاش خورد .
امام فرمود : اى كعب ! سؤالت را عرضه كن . گفت : اى اباالحسن ! از نخستين چشمهاى كه بر روى زمين جارى شد به من ، خبر ده . على عليه السلام فرمود : به نظر ما يا نظر شما ؟ كعب گفت : از هر دو نظر مرا آگاه كن . فرمود عليه السلام : تو و يارانت مىپنداريد ، آن همان چشمهاى است كه صخرهء بيت المقدس بر روى آن قرار دارد . كعب گفت : همين گونه مىگوييم . فرمود : اى كعب ! دروغ گفتيد ؛ بلكه آن چشمه زندگانى است و همان است كه خضر عليه السلام از آن خورد و در دنيا باقىماند .
فرمود : اى كعب ! سؤالت را عرضه كن . گفت : اى اباالحسن ! مرا ازچيزى از بهشت كه روى زمين است آگاه كن . فرمود : به گفتهء ما يا گفتهء شما ؟ گفت : از هر دو نظر .
على عليه السلام فرمود : تو و دار و دستهات مىپنداريد آن سنگى است كه خداوند ، آن را از بهشت ، ( سفيد ) فرو فرستاد و از گناه بندگان سياه شد . گفت : همين گونه مىگوييم .
فرمود : كعب ! دروغ گفتيد ؛ بلكه خداوند خانه كعبه را از مرواريد سفيد ، درون خالى ، از آسمان به زمين پايين فرستاد . هنگام طوفان ، خداوند ، خانه را بالا برد و پايههاى آن باقى ماند .
ولايت نامه ( ترجمه خصائص اميرالمؤمنين ع ) ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: الشريف الرضي
ص١١٠