تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
در مدت چهل و دو زام پيموده مىشود .

[ داستان شمارهء ] : 132

ابن لاكيس براى من حكايت كرد و گفت : زمانيكه در سفالهء زنج نزد پادشاه زنگيان بودم مردى به حضور او آمد و گفت در فلان دره فلان مرغ - اسم آن مرغ را ابن لاكيس فراموش كرده بود - فيلى را درهم شكسته و مشغول خوردن او بوده است كه مردم او را محاصره كرده گرفتار ساخته‌اند . شاه برخاست و با تنى چند از همراهان ، كه من نيز از آن جمله بودم ، به جانب دره رفت در آنجا مرغ بزرگى را ديديم كه به زمين افتاده و بىجان شده بود . به جانب ديگر لاشهء فيلى را مشاهده كرديم كه قريب ربع بدن او را مرغ خورده بود . شاه فرمان داد چند پر از بال او كه به هر بالش شش پر بزرگ داشت جدا كنند . غلامان چنان كردند و علاوه بر آن منقار و چنگال او را نيز بريده و از درون شكمش چيزهائى بيرون آورده با خود بردند . ساقهء يكى از پرهاى آن مرغ كه قطع شده بود گنجايش متجاوز از دو مشك آب را داشت . مىگفتند اين مرغ - كه در سفاله يافت مىشود - هنگامى كه از روى دره پرواز مىكرد فيل را به روى زمين ديده و بر او فرود آمده است و او را با چنگال خود به هوا بلند كرد و به زمين ساقط ساخت و سپس به روى او نشست و به خوردنش مشغول شد . چون مردم آن نواحى مطلع شدند با نيزه و تير زهرآلود بر آن مرغ حمله برده و او را از پاى در آوردند .