كه زياد اتفاق مىافتد در امان نگاه دارند زيرا خانهها عموما از چوب ساخته شده و به محض سرايت آتش دچار حريق مىشود و خانههاى مجاور نيز طعمهء آتش مىگردد ، بنابراين چون خانهاى آتش گرفت خانههاى مجاور آن لنگر خود را از آب كشيده به نقطهء ديگر نقل مكان مىكنند و بدين صورت از خطر حريق نجات مىيابند . و همچنين اگر صاحب خانهاى از همسايهء خود راضى نباشد خانه خود را از مجاورت او به محلهء ديگر منتقل مىسازد .
در آن خليج خانهها را در كنار يكديگر و به صفوف منظم به قسمى ترتيب دادهاند كه بين آنها كوچهها و معابر ايجاد مىشود آب در فواصل خانهها خيلى زياد جريان دارد . آب اين خليج شيرين است زيرا از نقاط مرتفع جزيره داخل خليج شده و از آنجا مانند رود دجله به دريا مىريزد .
[ داستان شمارهء ] : 131
از قول دريانوردى شنيدم كه گفته بود كشتىهائى كه به قصد سفالهء زنج حركت مىكنند اغلب به كنار شهرى رانده مىشوند كه در آنجا زنگيان آدمخوار مسكن دارند . رفتن كشتىها بدان سرزمين از روى اراده نبوده بلكه جريان آب دريا و بادهاى شديد كشتىها را بدانجا مىافكند و كشتىرانها قادر به حفظ كشتى نبوده و خواه ناخواه تسليم باد و امواج دريا مىشوند .
فاصله بين سرزمين آدمخواران تا قنبله نزديك هزار و پانصد فرسنگ است اما نقطهاى كه كشتىها بدانجا رانده مىشوند تا قنبله تقريبا هزار فرسنگ و يا اقلا هشتصد فرسنگ فاصله دارد و اين مسافت