سهم خود را طلب مىكردند . مردم به بستان ابنعامر گريختند ، حاجيان نيز در بازگشت ، گرفتار تشنگى شديد شدند و گروهى از ايشان جان باختند و حكايت شده كه يكى از حجاج در كف دستش بول مىكرد و آن را مىنوشيد . « 1 » به گفتهء عتيقى در سالهاى سيصد و چهارده و سيصد و پانزده و سيصد و شانزده از ترس قرمطىها هيچكس از عراق به حج نرفت . او يادآور شده كه در اين سالها ، حج در مكه بر قرار بوده و آنها يعنى اهل مكه در سال سيصد و چهارده با آسايش بيشترى حج به جا آوردند . « 2 » همچنين در سال سيصد و هفده ، مردم از بغداد با منصور ديلمى به حج رفتند و در راه از [ گزند ] قرمطى آسوده بودند ولى قرمطى در مكه ، بهآنها رسيد و در كشتار و اسارت آنان ، دريغ نكرد و در كعبه و مكه ، كارهاى زشتى انجام داد و گروهى از اهل تاريخ ، وقايع اين سال را ذكر كردهاند و از جمله ابو عبيد بكرى در كتاب خود « المسالك و الممالك » مطالبى را بيان كرده كه در جاى ديگر ، نيامده است ، او مىگويد : ابوطاهر قرمطى در روز دوشنبه هفت روز گذشته از ذىحجه سال سيصد و هفده ، همراه با هفتصد تن از مردان خود به مكه آمد و در مسجدالحرام حدود يكهزار و هفتصد تن زن و مرد را كه به پردههاى كعبه متوسل شده بودند ، از دم تيغ گذراند . و [ آب ] زمزم را [ با انداختن اجساد ايشان ] آلوده كرد و سطح مسجدالحرام و اطراف آن ، از كشتهها پوشيدهشد و در خيابانها و درههاى مكه نيز خراسانىها و مغربىها و ديگران ، نزديك به سىهزار نفر را كشت و همين تعداد از زنان و كودكان را به اسارت گرفت و شش روز در مكه باقى ماند و در آن سال هيچ كس در عرفه ، توقف نكرد و مناسك حج را نيز انجام نداد و اين همان سالى است كه به آن « سنه الحامى » مىگويند . زيورآلات كعبه نيز برداشته شد و پردههاى آن دريده گرديد و پردهداران مسجدالحرام حمل مقام [ ابراهيم عليه السلام ] را بردند و آن را در يكى از درههاى مكه پنهان كردند و وقتى [ قرمطى ] آن را نيافت ، خشمگين شد ، زيرا به
هامش
( 1 ) . الكامل ، ج 7 ، ص 397 .
( 2 ) . همان ، ج 8 ، ص 12 و 11 .