سهيلى نيز نام آن دو زن آوازهخوان ابنخطل را فرتنى و ساره ذكر كردهاست . « 1 » كه با آن چه ابنسيدالناس ذكركرده ، تعارض دارد ، چه ، اين يك نام يكى از آن دو را قريبه و نام ديگرى را فرتنى دانسته است . در ادامه ، به سخن سهيلى در اين باره نيز اشاره خواهيم كرد .
سخن ابناسحاق حكايت از آن دارد كه يكى از اين دو زن آوازهخوان ابنخطل ، كشته شد و ديگرى زنده ماند ، زيرا مىگويد : و اما در مورد دو زن آوازهخوان ابنخطل ؛ يكى از ايشان كشته شد و ديگرى فرار كرد و سپس براى وى از رسول خدا صلى الله عليه و آله امان خواستند و آن حضرت صلى الله عليه و آله نيز امانش داد ؛ ولى سهيلى يادآور شده كه هيچ يك از ايشان كشته نشد و هر دو امان گرفتند كه بدان اشاره خواهيم كرد .
بنا به گفتهء ابناسحاق ، ساره كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمان قتل او را صادر فرمود ، زنى غير از آوازهخوان ابنخطل است ، زيرا وى در بارهء كسانى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دستور قتل ايشان را در روز فتح مكه صادر فرمود ، مىگويد : و ساره كنيز يكى از افراد خاندان عبدالمطلب .
سپس ، بعد از ذكر نام دو زن خوانندهء ابنخطل مىگويد : در بارهء ساره ، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايش امان خواستند و نيز امانت داد ، تا اين كه در زمان عمر بن خطاب كسى در ابطح با اسب او را زير گرفت و كشت . « 2 » و سهيلى نيز اشاره كرده كه ساره يكى از دو زن آوازهخوان ابنخطل بود ، زيرا مىگويد : و اما آن دو خواننده زن كه [ پيامبر صلى الله عليه و آله ] دستور قتل آنها را صادر فرمود ، ساره و فرتنى بودند كه فرتنى اسلام آورد و ساره امان گرفت و تا زمان عمر بن خطاب زنده ماند و پس از آن زير دست و پاى اسبى رفت و كشته شد . « 3 » و اين همان سخن سهيلى است كه اشاره كرديم و با آن چه ابنسيدالناس در بارهء كشته شدن
هامش
( 1 ) . الروض الانف ، ج 4 ، ص 104 .
( 2 ) . سيرة ابنهشام ، ج 4 ، ص 93 .
( 3 ) . الروض الانف ، ج 4 ، ص 104 .