تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
مستقر شد . فاكهى نيز مطلبى موافق با گفتهء ابن‌عقبه آورده و مىگويد : عبداللَّه بن شبيب از ابراهيم بن منذر از معن بن عيسى از عبداللَّه بن عمر از حفص از نافع از ابن‌عمر نقل كرده كه گفت : وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد مكه شد ، زنان را ديد كه صورت اسبان را با كف دست مِىآلود مىكنند . رسول خدا صلى الله عليه و آله لبخندى زد و به ابوبكر نگريست . حسان بن ثابت گفت : چگونه اى ابوبكر ؟ ابوبكر نيز اين ابيات را خواند :
عدمتْ سنّيتى إن لم يروها * تثير النقع من كتفى كداء ينازعن الأعّنة مشعفات * يلطمهنّ بالخمر النساء
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : از همان جايى كه حسان بن ثابت گفته ، وارد شويد . رسول‌خدا صلى الله عليه و آله نيز از كداء در بالاى مكه ، وارد گرديد . ديگر اين كه سخن ابن‌عقبه گوياى آن است كه داستان نقل شده از سوى ابن‌اسحاق براى حماش ، براى شخص ديگرى اتفاق افتاده است ، زيرا ابن‌عقبه گفته است : هنگامى كه بنىبكر شكست خوردند ، مردى از هذيل بر زنش وارد شد . زن او را به خاطر فرارش سرزنش كرد . مرد گفت :
وأنت لو رأيت يوم الخندمة * اذفرّ صفوان وفرّ عكرمه ولحقتنا بالسيوف المسلمة * يقطعن كل ساعد وجمجمة
لم تنطقى فى اللوم أدنى كلمه ابن شهاب گفته است : اين سخن را حماش ، برادر بنىسعد بن ليث ، گفته و ابن‌اسحاق يادآور شده كه اين ابيات متعلق به يكى از هذيلىهاست . وى مىگويد : روايت شده كه اين ابيات متعلق به خراش هذلى است ، بنا بر اين معلوم نشد كه اين داستان متعلق به خراش يا ديگرى است ؟ نكتهء ديگر اين كه سخن ابن‌اسحاق در ذكر تعداد كشته شده‌هاى مشركان در روز