كرد كه بدان خواهيم پرداخت . سپس مىگويد : پرچم انصار در دستان سعد بن عباده است و سعد بن معاذ مرده و سعد بن عباده ، بزرگ خاندان شده است و پرچم در اختيار اوست و در حالى كه او ايستاده و انصار پيرامون وى بودند ، يك بار نظر انداخت كه جز انصار ، كسى را در اطراف خود نديد ، لذا گفت :
اليوم يوم الملحمة * اليوم تستحلّ الحرمة
و از مهاجرين هم كسانى كه نامشان را به خاطر نمىآورد ، همراهىاش كردند . او به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و آن چه را از سعد بن عباده شنيده بود ، به اطلاع پيامبر صلى الله عليه و آله رسانيد .
حضرت صلى الله عليه و آله به وى فرمود : آيا به گوش خود شنيدى كه اين جمله را گفت ؟ پاسخ داد :
آرى . فرمود : قيس بن سعد بن عباده را نزد من آوريد . وقتى فرستادهء پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد ، قيس در كنارى ايستاده بود ، در حالى كه پرچم در دست پدرش بود . فرستاده گفت : اى قيس ! رسول خدا صلى الله عليه و آله تو را فراخوانده است . قيس آمد و گفت : لبيك يا رسول اللَّه .
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : برو پرچم را از سعد بگير . سپس مىگويد : در حالى كه انصار گرداگرد سعد بن عباده بودند ، قيس نزد وى آمد و گفت : پرچم را به من بده . سعد مخالفت كرد و گفت : مادرت سوگوارت گردد . قيس بار ديگر گفت : پرچم را بده و خود را در مخمصه قرار نده . [ سعد بن عباده ] باز هم خوددارى كرد و گفت : مگر آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين دستورى به تو داده باشد . [ فرزند ] گفت : آرى رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين فرمانى به من داده است . گفت : به روى چشم ! و پرچم را به دست پسرش قيس سپرد . آن گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد مكه شد ، در حالى كه پرچم در اختيار قيس بن عباده قرار داشت .
فاكهى نيز مطلبى مخالف با آن چه ذكر كرديم ، گفته است : عبداللَّه بن احمد بن ابوميسرة از محمد بن حسن از امعروه از مادرش ، و او از جدش زبير بن عوام نقل كرده كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه پرچم سعد بن عباده را به دستم داد و با دو پرچم وارد مكه شد . ابن عقبه نيز مطلبى در تأييد خبر فاكهى از ابنابىميسره آورده و پس از ذكر عبور سعد بن عباده در رأس گروه انصار از برابر ابوسفيان ، مىگويد : او ( يعنى سعد )