بن على گفته است : مراد ، روز فتح مكه است .
ديگر اين كه از سخن ابناسحاق چنين برداشت مىشود كه ابوعبيده بن جراح در روز فتح مكه ، فرماندهى پيادهها را در كنار رسول خدا صلى الله عليه و آله برعهده داشت ، زيرا مىگويد :
ابوعبيده بن جراح در رأس ستونى از لشگر اسلام بود كه به سوى مكه سرازير مىشدند در كنار رسول خدا صلى الله عليه و آله بود . اين مطلب از روايتى در صحيح مسلم « 1 » كه مىگويد : ابوعبيده فرمانده پيادهها بوده است ، استنباط مىشود . فاكهى به طور جداگانه ذكر نكرده كه ابوعبيده در روز فتح مكه فرماندهى پيادهها را برعهده داشته ، اما در خبرى كه پيش از اين در بيان علت نگهداشتن ابوسفيان و عبور لشكريان خدا از برابر او نقل كرديم ، آن جا كه [ ابوسفيان ] مىگويد : ابوعبيده بن جرّاح را صدا بزنيد ، چون او را صدا زدند [ ابوسفيان ] گفت : اى ابوعبيده ، مردم را به خود ملحق كن ، و او نيز مردم را به خود ملحق كرد . فاكهى مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان ضعيفان و پيادهها و عقبماندهها ، باقى ماند . از نظر معنى نيز مطلب مورد نظر [ يعنى فرماندهى ابوعبيده بر پيادگان ] از آن جا روشن مىشود كه منظور ترساندن ابوسفيان بوده است و با گذر كردن ابوعبيده بر وى ، در حالى كه پيادگان را فرماندهى مىكرده ، اين امر بيشتر حاصل مىآيد .
ديگر اين كه درستى سخن ابناسحاق ، مستلزم آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله روز فتح مكه از سمت « أذاخر » وارد مكه شده باشد ، وى مىگويد : پيامبر از « أذاخر » وارد شد و در بالاى مكه ، مستقر گرديد و در همان جا ، پايگاهش را برپا كردند . ولى ابنعقبه يادآور شده كه آن حضرت صلى الله عليه و آله از راه كوهستانى كداء در بالاى مكه وارد گرديد . ابنعقبه گفته است : وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله از راه كوهستانى كداء بالا رفت ، به ابرى كه بر كوهها بود نظر افكند و مشركان را ديد كه پراكنده شدند . فرمود : اينان را چه شده است ؟ از جنگيدن [ درگيرى ] نهى شدهام . مهاجرين گفتند : گويا [ مشركان ] با خالد جنگيدند و آنها جنگ را با او آغاز كردند و او نيز گريزى از جنگيدن نداشت و البته كه قصد سرپيچى از فرمان شما را نداشته و نمىخواسته نافرمانى كند . رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز از آن جا پايين آمد و در حجون
هامش
( 1 ) . مسلم اين روايت را در كتاب « الجهاد والسير » ، باب فتح مكه ، شماره 86 آورده است .