تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
كه به سعد دستور ورود از آن جا را داد نيز همين ابهام وجود دارد . اگر مراد آن حضرت از كدا ، همان كدىّ در بالاى مكه است ، از سخن وى چنين مطلبى استنباط نمىشود . و اگر كدى كه زبير دستور ورود از آن جا به مكه را يافته بود ، در پايين مكه قرار داشته است ، با سخن ابن‌عقبة تناقض دارد ، زيرا او گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله زبير بن عوام را به عنوان سركردهء سواران و مهاجرين با آنها روانه كرد و به آنان دستور داد تا از كدى در بالاى مكه ، وارد شوند و پرچم را نيز به وى سپرد و به او فرمان داد تا پرچم را در حجون بنشاند و پيش از انجام اين كار ، باز نگردد . هشام يادآور شده كه عمر بن خطاب از سعد بن عباده شنيد كه مىگفت :
اليوم يوم الملحمة * اليوم تستحلّ الحرمة
عمر ، پيامبر صلى الله عليه و آله را از اين امر آگاه كرد و گفت : ما اطمينان نداريم كه او در ميان قريش ، اعتبارى داشته باشد . « 1 » ولى اموى مطلبى مخالف با اين دارد . زيرا حافظ ابوالفتح بن سيد الناس در روايتى كه از قول اموى آورده است : پرچم رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه در دست سعد بن عباده بود وقتى از جلوى ابوسفيان كه تازه اسلام آورده بود ، گذشت ، به او نگريست و گفت :
اليوم يوم الملحمة * اليوم تستحلّ الحرمة
امروز خداوند قريش را خوار گرداند . در اين جا بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در رأس گروه انصار وارد شد و همين كه به نزديكى ابوسفيان رسيد ، او [ ابوسفيان ] ، فرياد زد : اى رسول خدا ! آيا تو دستور كشتن خويشانت را داده‌اى ؟ سعد و همراهانش به هنگام عبور از برابر ما ، گمان برده‌اند كه به جنگ ما آمده‌اند . تو را در مورد خويشانت ، به خداوند قسم مىدهم ، تو بهترين و نيكوترين و مهربان‌ترين مردم هستى و از همه به آنها نزديك‌ترى . عثمان و عبدالرحمن بن عوف گفتند : اطمينان نداريم كه سعد در ميان
هامش
( 1 ) . سيرة ابن‌هشام ، ج 4 ، ص 91 .