زانوزدن شتر ، در « جزّارين » بود . پس از آن جاى دوم را در « سوقالبقر » به آنان نشان داد . اين خبر را محمد بن عايذ در مغازى » خود نقل كرده ، ولى جاى تأمل دارد ، زيرا در آن خبر آمده است كه حجرالأسود تا زمان قصى همچنان زير خاك مدفون بود كه ما نيز در اخبار مربوط به حجرالأسود اين مطلب را روشن ساختيم و ديگر نيازى به تكرار نيست . قصىّ آن چنان كه قطب حلبى يادآور شده ، نخستين كسى است كه وقوف مردم [ حجاج ] در مزدلفه را مطرح ساخت . سخن وى چنين القا مىكند كه ابومحمد عبداللَّه بن محمد علاطى ، صاحب « الاشتمال » آن را از ابوعبيده نقل كرده است ؛ و در « العقد الفريد » ابن عبد ربّه آمده است كه قصىّ بن كلاب بن قُزَح ، « 1 » وقوف در مزدلفه را وضع كرد . واللَّه اعلم .
هامش
( 1 ) . در اين باره در جزء اول اين كتاب سخن رفت . قزح همان جايى است كه مستحب است حجاج در صبحروز قربانى در آنجا توقف كرد و همان مكان ، معروف به مزدلفه است كه آن را مشعرالحرام نيز مىنامند .