قرار مىشد كنيزى لباس بر تن كند ، در خانه او اين كار صورت مىگرفت و پارچه به اندامش بريده مىشد و مىپوشيد و از آن جا به همان لباس به خانوادهاش مىپيوست .
مقام و موقعيت قصىّ در ميان قريش ، به هنگام حيات و پس از مرگ نيز چون آيينى استوار پذيرفته شده بود و آيين ديگرى را نمىپذيرفتند . او دارالندوة [ محل مشورت - چيزى شبيه مجلس مشورتى ] را براى خود در نظر گرفت كه در آن از داخل مسجدالحرام گشوده مىشد و در همين مكان بود كه قريش به رتق و فتق امور خود مىپرداختند .
ابنهشام مىگويد : شاعر گفته است :
قُصَىّ لَعَمْري كان يُدْعى مُجَمِّعاً * به جمع اللَّه القبائل من فهر « 1 »
ابناسحاق مىگويد : عبدالملك بن راشد از پدرش براى من روايت كرده كه از سائب بن خبّاب شنيدم كه مردى داستان قصىّ بن كلاب را براى عمر بن الخطاب - در زمانى كه خليفه بود - باز مىگفت و به اين نكته اشاره كرد كه او قوم خود را جمع كرد و آنها را متحد ساخت و خزاعه و بنىبكر را از مكه بيرون كرد و توليت كعبه و امارت مكه را به دست گرفت و در تمام اين مدت كه صحبت مىكرد ، او [ عمر بن الخطاب ] به هيچ يك از موارد گفته شده ، اعتراض نكرد و پاسخى نداد . « 2 » در اين خبر ، مطالبى از اخبار قصىّ ذكر شده كه در خبر اول وجود نداشت و خبر قصىّ و « صوفه » و ديگران را شامل مىشود و اين مطلب حكايت از آن دارد كه درگيرى و جنگ قصىّ با خزاعه به اين خاطر نبود كه او خود را نسبت به خزاعه ، در ولايت بر كعبه و امارت مكه ، شايستهتر مىديد ، يا اين كه حليل اين مقام را به او واگذار كرده بود ؛ حال آن كه خبر نخست ، حكايت از آن داشت كه درگيرى قصىّ با خزاعه به خاطر منع ايشان در تصدّى مقام مزبور - كه حليل به وى سپرده بود - بوده است .
زبير بن به كار خبرى را ذكر كرده مبنى بر اين كه وقتى حليل به بستر مرگ افتاد ، كعبه و
هامش
( 1 ) . المعارف ، ابنقتيبه ، ص 117 .
( 2 ) . سيرهء ابنهشام ، ج 1 ، صص 149 - 147 .