تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
دست كشيدند و قرار گذاشتند مردى از عرب ميان آنها داورى كند . بنا بر اين يَعْمُر بن عوف بن كعب بن عامر بن ليث بن بكر بن عبد مناة بن كنانه را به داورى پذيرفتند و او چنين حكم كرد كه قصىّ براى ولايت بر كعبه و امارت بر مكه بر خزاعه اولويت دارد و هر خونى كه قصىّ از بنىبكر و خزاعه به زمين ريخته ، ناديده گرفته و زير پاهايش پاك مىشود و هر خونى كه بنىبكر و خزاعه از قريش و بنىكنانه و قضاعه به زمين ريختند ، بايد ديهء آن را بپردازند و توليت كعبه و مكه به قصىّ واگذار شود . يعمر بن عوف از آن روز شدّاخ نام گرفت ، زيرا خون‌هايى را زير پا ، پاك كرد و اين ماده [ شَدَخ ] به معنى « ناديده گرفت » آمده است . ابن هشام مىگويد : شدّاج هم گفته شده است . ابن‌اسحاق گويد : قصىّ توليت كعبه و امارت مكه را برعهده گرفت و قوم خود را از سرزمين‌هايشان در مكه جمع كرد و بر آنها و مردم مكه حكومت كرد و او را به پادشاهى پذيرفتند . وى در ادامه مىگويد : او عرب را به آن چه اعتقاد داشتند ، سوق داد و وظيفهء خود مىدانست كه چيزهايى را ثابت نگه دارد ؛ بنا بر اين صفوان و عدوان و نسأة و مرّة بن عوف را در همان قسمت‌هايى كه سكونت داشتند ، ابقا كرد و بدين ترتيب دين آبا و اجدادى خود را حفظ كرد تا اين كه اسلام آمد و تمامى اين دين را ويران كرد و از ميان برد . قصىّ اولين كسى بود كه از بنىكعب بن لؤىّ ، مقام و موقعيتى يافت كه قومش از وى اطاعت مىكردند . پرده‌دارى ، سقايت ، پذيرايى ، مشاورت و پرچم در اختيار او قرار گرفت و همهء افتخارات مكه نصيبش شد و بخش‌هايى از مكه را ميان قوم خود تقسيم كرد و هر گروه از قريش در زمين‌هايى كه به ايشان اختصاص يافته بود ، سكونت يافتند . برخى بر آنند كه قريش جرأت نمىكردند درختان خانه‌هاى خود را قطع كنند ، ولى قصىّ و يارانش به دست خود اين كار را انجام مىدادند ؛ براى همين قريش او را مُجَمِّع ناميدند ، زيرا آنها [ يعنى قريش ] را گردهم جمع كرد و همه تحت فرمانش درآمدند . مردان و زنان قريش فقط در خانهء او به ازدواج يكديگر در مىآمدند . همهء مشورت‌ها و تصميم‌گيرىها ، تنها در خانه او صورت مىگرفت . پرچم جنگِ هر گروه و قومى نيز جز در خانه او برافراشته نمىشد و اين كار به وسيله يكى از پسرانش صورت مىگرفت . اگر