تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
قصى را با خود همراه برد و زهرة در همان جا ماند . [ فاطمه ] براى ربيعه رزاح را به دنيا آورد . وقتى قصى بالغ شد ، به مكه آمد و در آن جا اقامت گزيد و چون قومش به او پاسخ مثبت دادند ، به برادر ناتنىاش رزاح بن ربيعه نوشت و او را به يارى طلبيد . رزاح بن ربيعه نيز به اتفاق برادرانش ، يعنى حسن بن ربيعه و محمود بن ربيعه [ و طهيمة بن ربيعه ] كه از مادرى غير فاطمه بودند ، به اتفاق مردانى از قضاعه و همراه با حاجيان عرب به كمك او شتافتند . خزاعه مدعى بودند كه حليل بن حبشيه ولايت بر كعبه و مكه را به او ، يعنى قصى سپرده است تا اين كه قصى صاحب فرزندان ديگرى از دختر حليل گرديد و حليل گفت : تو از خزاعه ، در عهده‌دارى كعبه و امارت مكه ، شايسته‌ترى . آن گاه [ و پس از اين انكار ] بود كه قصى درخواست كمك خود را مطرح كرد و اين انكار هم از كسى جز ايشان [ خزاعه ] شنيده نشد و خدا داند كه حقيقت موضوع چه بوده است . آن گاه [ ابن‌اسحاق ] پس از ذكر مطالبى دربارهء « صوفه » و ولايت ايشان در حج براى مردم در منى و عرفه ، مىگويد : در آن سال بود كه « 1 » صوفه‌كارى را كه طبق معمول انجام مىدادند ، به انجام رساندند و همهء اعراب نيز با آن آشنا بودند و از زمان ولايت جرهم و خزاعه [ بر كعبه ] متداول بود و جزو آيين آنها گشته بود . در اين زمان قصىّ بن كلاب به اتفاق همراهان خود از قريش و كنانه و قضاعه در عقبه گرد آمدند و قصىّ گفت : نه ، [ نبايد شما اجازه‌دار حج باشيد ] ما بر شما اولويت داريم . با او جنگيدند و نبرد سختى ميانشان درگرفت . « صوفه » شكست خوردند و قصى بر آن چه آنان در دست داشتند ، چيره شد . در آن هنگام ، خزاعه و بنىبكر در برابر او قرار داشتند . آنها دانستند كه همچنان كه صوفه را از كار خود بازداشت ، آنها را نيز باز خواهند داشت و از ولايت كعبه و امارت مكه دورشان خواهند ساخت . وقتى در برابرش قرار گرفتند ، به ايشان اعلان جنگ داد و خزاعه و بنىبكر به جنگش آمدند . دو گروه با هم درگير شدند و جنگ سختى ميانشان در گرفت ، به طورى كه تعداد كشته‌ها از هر دو طرف زياد شد . پس از آن از جنگ و درگيرى
هامش
( 1 ) . از اين به بعد ، متن سيرهء ابن‌هشام آغاز مىشود ؛ ج 1 ، ص 147 .