قريش نمىگوييم و كسى را جز آنها ، بدين نام نمىشناسيم . « 1 » ابنهشام در سيره ، اين دو قول را يادآور شده و آورده است : نضر ، قريش است و هر كس از فرزندان او باشد ، قريشى است و هر كس زاده او نباشد قريشى نيست . « 2 » گفته مىشود كه فهر بن مالك قريشى است و هر كس از فرزندان او باشد ، قريشى است و هر كسى زادهء او نباشد ، قريشى نيست . « 3 » در سخن ابنهشام ، نشانى از ترجيح يكى از اين دو قول وجود ندارد ، ولى از سخن زبير ، ترجيح اين قول كه قريش ، فرزندان فهر بن مالك هستند ، برداشت مىشود . سخن نووى نيز حكايت از ترجيح اين قول دارد كه قريش از فرزندان نضر هستند و گفته شده اولين كسى كه به او قريشى گفتند ، قصى بن كلاب بود ، زيرا فاكهى در روايتى كه سند آن به خودش مىرسد ، آورده است : عبدالملك بن مروان در اين باره از محمد بن جبير پرسيد ، وى در جواب گفت : علت آن ، تجمع [ تقرّش ] آنها در حرم بود . عبدالملك به او گفت : چنين چيزى را نشنيده بودم ، ولى شنيدهام كه به قصى بن كلاب ، قريشى مىگفتند و قبل از او كسى را قريشى نمىناميدند . اين كلام را فاكهى از ابىسلمه ، از عبدالرحمن بن عوف ، از دو طريق نقل مىكند . فاكهى مطلبى خلاف اين نيز دارد ، آن جا كه مىگويد : ابوبكر بن عبداللَّه و ابنابىجهم گفتهاند : نضر بن كنانه را قريشى مىگفتند .
و سهيلى نيز مطلبى نقل كرد كه حاكى از آن است كه قريش پيش از تولّد قصى ، بدين نام ( يعنى قريش ) ناميده مىشدند ، زيرا يادآور كعب بن لؤىّ گفته است :
« اذا قريشٌ تُبَغِّى الحقَّ خُذلاناً » « 4 »
همچنين ابوالخطّاب در وجه تسميه قريش و اين كه نخستين بار چه كسانى بدين عنوان ناميده شدند ، بيست قول بيان كرده و اين مطلب را قطب حلبى از ابن دحيه نقل
هامش
( 1 ) . الروض الأنف ، ج 1 ، صص 1170116 .
( 2 ) . مقايسه كنيد با : جمهرة انساب العرب ، ص 12 و سيرهء ابنهشام ، ج 1 ، ص 115 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . الروض الأنف ، ج 1 ، ص 117 .