بن لؤىّ ، عائده گفتهاند كه عبيدة بن خزيمه با عائذه دختر حِمْس بن قحافة بن خثعم ازدواج كرد و فرزندانى به نامهاى مالك و تيم براى وى به دنيا آورد كه به نام مادرشان ، عائده ناميده شدند . زبير به على بن مغيره به نقل از حسن بن عقيلى گفته است : از اين جهت آنان را قريشِ عائده گفتهاند كه در زمان جاهليت و اسلام ، در شمار خاندان ابوربيعة بن ذهل بن شيبان بودند و به آنها قريش عائذه گفته شد تا تشخيص داده شوند .
زبير بن ابوبكر گويد : ساكنين اطراف مكه از قريش [ قريش الظواهر ] ، در زمان جاهليت ، بر اهالى حرم [ مكه ] فخر مىفروختند و پرچم افتخار خود را براى مردم ، علم مىكردند .
زبير مىگويد : قريش را گرامى مىداشتند و اهل حرم را از اين كه در حرم اقامت داشتند مورد نكوهش قرار مىدادند و لذا آنان را « صبّ » ناميدهاند .
در ميان قريشىها ، جماعتى وجود دارد كه به آنان « احزبان » مىگويند و زبير بن به كار از ايشان ياد كرده و گفته است : محمد بن ابوقدامه عمرى نقل كرده كه خاندان معيص بن عامر بن لؤىّ و خاندان محارب بن فهر ، هم پيمان بودند و آنان را به علت همپيمان بودنشان احربين مىگفتند كه از مردم تهامه بودند و احربان ديگرى هم وجود داشت كه اهالى نجد و خاندان عَبْس و ذبيان را شامل مىشد .
در بيان نسب قريش
در نسب ايشان اختلاف نظر است ؛ گفته شده آنها از فرزندان فهر بن مالك بن نضر بن كنانه هستند و گفته شده كه از فرزندان نضر بن كنانه مىباشند . قول نخست را زبير بن به كار از چند تن از اهالى علم نقل كرده و مىگويد : ابراهيم بن منذر ، از ابوالبخترى وهب بن وهب ، از برادرزادهء خود ابن شهاب ، از عموى خود نقل كرده كه گفت : نامى كه مادر فهر بن مالك بر وى نهاد ، قريش بود ، همچنان كه دختران را غداره و شمله و از اين قبيل مىناميدند . مىگويد : همه نسبشناسان قريش و ديگران بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه قريش ، از فهر جدا شدهاند و گروهى از نسبشناسان ، معتقدند كه قريشىها همه ، فرزندان فهر بن مالك هستند و پيش از فهر بن مالك را قريش نمىنامند . به ماقبل از زبير