برانگيختن است . « 1 » ابوالقاسم زجاجى مىگويد : چنين معنايى چندان بجا نيست ، زيرا در لغت ، ترقيش به اين معنا آمده است و نه تقريش . تقريش به معناى نيكويى و زيبايى سخن است . ابوعمر محمد بن عبدالواحد زاهد مىگويد : قريش از قرش گرفته شده كه به معناى روى هم انداختن نيزهها است ، زيرا قريش با نيزه به جنگ ديگران مىرفتند . و گفته شده قريش به خاطر حيوانى دريايى به نام قِرش بدين نام ، ناميده شدند . و از ابنعباس روايت شده كه او اين مطلب را در حضور معاويه و در پاسخ به عمرو بن عاص براى كسب اطلاع گفته است . و در اينباره ابنعباس شعر مسرحبنعمرو حميرى را هم نقل كرد كه مىگويد :
و قريش هى التى سكن البحر * ربها سميت قريش قريشاً
تأكل الغَتَّ والسمين ولاتت * رك منه لذى جناحين ريشاً
اين خبر را فاكهى و ديگران ذكر كردهاند و قطب حلبى نيز آن را آورده است ، اگرچه از روايت او چنين برداشت مىشود كه ابنعباس اين سئوال را از عمرو بن عاص پرسيده است كه با آن چه ازرقى بيان كرد ، منافات دارد . پس از آن قطب حلبى مىگويد :
مطرزى گفته كه اين جانور ، ملكهء جانوران و سرور آنها و از همه قوىتر است و لذا قريش سرور مردم هستند . اين قول را سهيلى نيز ذكر كرده و مىگويد : از ديگرى ( يعنى زبير بن به كار ) ديدهام كه [ مىگويد : ] قريش تصغير قِرش است كه جانورى دريايى است و ماهيان دريا را مىخورد كه قبيله يا بزرگ قبيله نيز به آن ، ناميده شد ، « 2 » اين بود سخنانى كه در وجه تسميهء قريش ديده بودم . در اين باره قولهاى ديگرى نيز به گفته ابن دحية « 3 » وجود دارد ، واللَّه اعلم بالصواب .
هامش
( 1 ) . الزاهر ، ابنانبارى ، ج 2 ، ص 121 .
( 2 ) . الروض الأنف ، ج 1 ، ص 117 .
( 3 ) . در اين باره مراجعه شود به : لسان العرب ( مادهء قرش ) ، الحلل فى اصلاح الخلل ، تأليف البطليوسى عبداللَّهبن محمد بن السيد ( متوفاى 521 ه ) ص 390 ، تحقيق سعيد عبدالكريم ، پاياننامهء فوقليسانس و قلائد الجمان فى التعريف بقبائل عرب الزمان ، قلقشندى ، تحقيق ابراهيم آبيارى ، ص 137 ، قاهره 1963 و نهاية الأرب فى معرة انساب العرب ، ص 398 .