تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
است كه با يوشع بن نون درگير شد هرچند در نام و نام پدر و در انتساب به عماليق ، وجه تشابه داشته باشند . مسعودى در اخبار يوشع بن نون مىگويد : پادشاه شام كه سميدع بن هوثر بن ملك بود ، به سوى يوشع بن نون لشكر كشيد و با او جنگ‌ها كرد تا اينكه يوشع او را كشت و همه مملكت او را گرفت . سپس مىگويد : گفته شده كه يوشع بن نون در سرزمين ايله در طرف مدين در صدد جنگ با شاه عماليق يعنى سميدع برآمده بود . « 1 » دليل اين كه گفتيم اين سميدع غير از سميدعى است كه يوشع بن نون با وى جنگيد . اين است كه سميدع پادشاه قطور - بنا به محتواى خبرى كه مختصر آن را از مسعودى نقل كرديم - در زمان حضرت ابراهيم خليل عليه السلام بوده است . حال آنكه يوشعى كه با سميدع به جنگ پرداخت ، خيلى بعد از حضرت ابراهيم عليه السلام مىزيسته است ؛ زيرا در فاصله ميان يوشع و حضرت ابراهيم خليل عليه السلام چندين نسل وجود دارد و او بنا به گفته مسعودى ، يوشع بن نون بن ابراهيم بن يوسف بن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم بود و اگر در فاصله يوشع و حضرت ابراهيم خليل عليه السلام اين همه نسل فاصله است ، مىتوان نتيجه گرفت كه ميان آنها زمانى طولانى فاصله بوده است و همين فاصله با سميدع نيز خواهد بود و سميدع پادشاه قطور از عماليق است و بنا به برداشت سهيلى از سخن صاحب « الأغانى » ، ملكه « زَبّاء » از خاندان وى بوده است . سهيلى يادآور شده كه خاندان قطور كه سميدع از ايشان است ، جزء جرهم است ؛ زيرا در نام بردن از نسل ميان عدنان و حضرت ابراهيم عليه السلام مىگويد : طبرى « 2 » « دوس‌العتقى » از ايشان را نام برده كه بسيار خوش چهره بوده است ، به طورى كه در مقايسه ، مثال گفته مىشد فلانى از دوس زيباتر است و اين همانى است كه لشگريان قطور از جرهم را شكست داد . « 3 » آنچه مسعودى در نسب نامه پادشاهان جرهم ذكر كرده ، با مطالبى كه سهيلى در
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 1 ، ص 51 ( 2 ) - تاريخ الرسل والملوك ، ج 2 ، ص 275 ( 3 ) - الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 12
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 638 | محمد مقدس / محمد بن أحمد الفاسي المكي