يافتند و از آنجا كه خود در خشكسالى به سر مىبردند ، روى به مكه آوردند و در حالى كه حارث بن مضاض بن عمرو بن سعد بن رقب بن ظالم بن حنى بن نبت بن جرهم ، رياست و سرورى ايشان را عهدهدار بود ، به آنها رسيدند و در مكه اقامت گزيدند و در كنار اسماعيل و با كسانى كه پيش از ايشان - از عماليق و خاندان كركر در آنجا بودند - خانه گرفتند . در مورد كركر گفته شده كه ايشان از عماليق و يا از جرهم هستند و مشهورتر آن است كه از عماليقاند . آنگاه پس از بيان مطالبى در باره اسماعيل مىگويد : وقتى اسماعيل عليه السلام وفات يافت ، پس از وى نابت ابن اسماعيل پس از نابت اياس بن جرهم ( چون جرهمىها بر خاندان اسماعيل تسلط يافته بودند ) جاى او را در سرپرستى كعبه گرفتند . رئيس جرهمىها در آن روز حارث بن مضاض بود و هم او بود كه توليت كعبه را بر عهده گرفت .
او در آنجا كه به قعيقعان - در بالاى مكه - معروف است ، سلطه داشت و از هركس وارد مكه مىشد و ( مالالتجارهاى با خود داشت ) ده يك مىگرفت و شاه عماليق ، سميدع بن هوثر بود و در اجياد پايين مكه قرار گرفت و از هركس از آن سمت وارد مكه مىشد ، ده يك مىگرفت . ميان آن دو جنگ و نبرد در گرفت و حارث بن مضاض شاه جرهمىها در حالى كه نيزه و زره و سپر با خود داشت ، به آوردگاه آمد و براى همين ، آنجا را - چنان كه گفتيم - قعيقعان ناميدند و سميدع نيز همراه با اسبان چابك به جنگ آمد و هم از اين رو آنجا را تا به حال « اجياد » مىنامند ، آنان بر جرهمىها وارد شدند و آنان را شكست دادند و آنجا « فاضح » نام گرفت . پس از آن صلح كردند و گاو و گوسفند و . . . سربريدند و آشپزى كردند و آنجا « مطابخ » ناميده شد و حكمروايى كعبه به عماليق رسيد . پس از آن ، حكومت به جرهم رسيد و نزديك به سيصد سال عهدهدار ولايت بر كعبه بودند و آخرين شاه آنها حارث بن مضاض اصغر « 1 » بن عمرو بن حارث بن مضاض اكبر بود و بناى كعبه را افزود و آن را نسبت به بناى ابراهيم عليه السلام ، بلندتر ساخت .
هامش
( 1 ) - در متن چاپ شده ( هم چاپ اول و هم چاپ دوم ) الاصفر آمده كه به قرينه نام بعدى ، به الاصغر تبديلشد .