تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
عمرو بن مضاض به مدت يكصد و بيست سال پادشاهى كرد و در پى او حارث بن عمرو يك صد سال يا كمتر و پس از او عمرو بن حارث به مدت دويست سال و بعد از وى مضاض بن عمرو اصغر بن حارث بن عمرو بن مضاض بن عمرو بن سعد بن رقيب بن حنى بن نبت بن جرهم بن قحطان به مدت چهل سال پادشاهى كرد . « 1 » شارح عبدونيه مدت پادشاهى پادشاهان جرهم و ترتيب آنان را مطابق مضمون آنچه مسعودى آورده است ، ذكر كرده و تنها به اين نكته كه مدت پادشاهى حارث بن عمرو بن مضاض احتمالًا كمتر از يك صد سال بوده ، اشاره نكرده است . شارح عبدونيه همچنين در مدت پادشاهى جرهمىها ، مطلبى جز آنچه مسعودى ذكر كرده ، مىگويد . متن سخن وى چنين است : « ولايت بر كعبه پس از نابت به مدت حدود سيصد سال به جرهمىها تعلّق داشت و برخى پانصد و شصت سال ونيز ششصد سال هم گفته‌اند . گفته دوم با آنچه كه مسعودى در مدت پادشاهى آنان گفته است ، سازگارى دارد و آنچه كه مسعودى در نسب سميدع ذكر كرده با آنچه سهيلى در اين مورد گفته ، مغاير است ؛ زيرا مسعودى يادآور شده كه سميدع پسر هوثر بن لابى بن قنطور بن كركر بن جيدان است ، ولى سهيلى گفته كه سميدع پسر هوثر - بنا به تاكيد بكرى « ثاى » سه نقطه - بن لابى قطور بن كركر بن عملاق است . « 2 » بنابراين ، اختلاف در دو نام است : يكى قنطور به جاى قطورا و ديگرى جيدان به جاى عملاق ، احتمالا آنچه سهيلى بيان كرده ، درست باشد و ممكن هم هست كه تصحيف از سوى ناسخ نسخه‌اى باشد كه از كتاب تاريخ مسعودى دارم . در اين نسخه هوبر را در چند جا با « باء » ديده‌ام ، زيرا نقطه آن را در زير حرف ، گذاشته است و روى حرف طاء در كلمه قنطور نيز نقطه گذاشته است و شارح عبدونيه نسبت سميدع را همچنان كه مسعودى باز گفته ، بيان كرده است ؛ ولى او در برخى نسخه‌هاى شرح عبدونيه در انتساب او به كركر ، از ابن‌هود ياد كرده ، حال آنكه اين سميدع غير از آن سميدعى
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 51 ( 2 ) - الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 136