كه زيورآلات و آنچه را به آن هديه مىشد ، در آن مىانداختند و در آن روزگار ( كعبه ) سقفى نداشت .
پنج نفر از جرهمىها تصميم گرفتند كه محتويات اين چاه و خزانه را بدزدند هريك از ايشان در گوشهاى قرار گرفت و نفر پنجم به درون چاه رفت ، خداوند - عزّوجلّ - نيز او را واژگون ساخت و سرنگون كرد او هلاك شد و چهار نفر ديگر فرار كردند . در اينجا بود كه چهار ركن ( كعبه ) را صاف و صيقلى كردند ( تا نتوان از آن بالا رفت ) و سپس گفت : يكى از علما مىگويد : زمانى كه جرهمىها به طغيان و سركشى مىپرداختند ، يك مرد و يك زن به نامهاى « أساف » و « نائله » وارد كعبه شدند و در آنجا به فسق و فجور پرداختند . خداوند متعال نيز آنان را به صورت دو سنگ مسخ كرد . آنان را ( سنگها را ) از كعبه بيرون آوردند و در صفا و مروه نصب كردند تا مردم عبرت گيرند و از عقوبتى كه در انتظار چنان گناهى است ، آگاه شوند . « 1 » اين خبر شامل چندين مطلب از احوال جرهمىهاست و كه آنها ، عماليق را از مكه بيرون كردند . ما از اين روى آن را نقل كرديم تا روشن سازيم كه با خبرى كه پس از خبر ابنعباس و ابنخيثم در بارهء خروج عماليق از مكه معظمه ناسازگار است و برداشت ديگرى از آن مىشود .
به گمان من در آنجا كه مىگويد « يكى از علما نقل كرده است كه عماليق حكمروايان مكه بودند و . . . » گوينده خود ابنوليد ازرقى مؤلف « اخبار مكه » است و احتمال هم دارد كه گوينده ابناسحاق باشد كه علاوه بر آنچه از اخبار جرهم و قطور گفته ، نكات ديگرى را نيز افزوده است .
مسعودى خبر مربوط به جرهم و قوم سميدع را به گونهاى متفاوت با آنچه كه ازرقى از ابناسحاق نقل كرده ، آورده است و مطالبى را بيان كرده كه ( مورّخ ) ديگرى باز نگفته است و در بارهء اقوام مزبور ، بىآنكه به اخبار ديگران بپردازد - مگر آنجايى كه براى
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 1 ، ص 88 - 81