« نام قحطان ، مهرم است و آنان بنا به روايتى كه از ابنمنبّه نقل شده ، چهار برادر بودند : قحطان و قاحط و مِقْحَط و فالغ . قحطان اولين كسى بود كه به وى « ابْيَتَاللَّعن » و « عِمْ صباحا » « 1 » مىگفتند . در بارهء او اختلاف است . گفته مىشود او ابنغابر ، ابن شالخ است و نيز گفته شده كه او فرزند عبداللَّه برادر هود است و برخى نيز مىگويند او خودِ هود است . در اين صورت او پسر ارَمِ بْن سام است . برخى از كسانى كه همه اعراب را از ( فرزندان ) اسماعيل مىدانند ، دربارهاش گفتهاند : او پسر تَيْمَنبن قيدر بن اسماعيل است و نيز برخى برآنند كه او پسر همسيع بن يَمَن است .
سهيلى سپس مىگويد : به گفتهء ابنهشام ، يمن پسر يَعْرِب بن قحطان است . وى مىافزايد : به اين سخن - يعنى فرزند اسماعيل بودن قحطان - اعتراض شده است ، چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است : اى فرزندان اسماعيل تيراندازى كنيد كه پدرتان « رامى » ( تيرانداز ) بود . و اين سخن را آن حضرت صلى الله عليه و آله به قومى از اسلم بن قُصَىّ و به اسلم و برادرش خزاعه فرمود و اينان فرزندان حارثة بن ثعلبة بن عمرو بن عامر هستند و اينان از سَبَأ بن يشجببن يعرببن قحطانند . از نظر من اين حديث ( روايت شده از پيامبر صلى الله عليه و آله ) صحت ندارد ؛ زيرا اگر يمن از اسماعيل باشد و با توجه به اينكه همهء ( قوم ) عدنان از اسماعيل هستند ، بدون ترديد انتساب اين قوم به اسماعيل ، مفهومى ندارد ؛ زيرا اعراب ديگرى نيز بودهاند كه پدرشان اسماعيل بوده است . ولى در اين حديث گواهى بر اين مطلب وجود دارد كه خزاعه از خاندان صمّه برادر مُدرِكَة بن الياسبن مضر هستند . « 2 » در نسب قحطان كه جرهمىها بدان منسوبند نيز اختلاف نظر زيادى وجود دارد :
محمدبن عبدةبن سليمان ، نسب شناس در روايتى كه ابنعبدالبرّ از وى نقل كرده ،
هامش
( 1 ) - عباراتى كه به عنوان ستايش از كسى و احترام به او بر زبان مىآوردند و معناى آن : « نفرين را از خود دوركردى » و « صبحت به خير باشد » .
( 2 ) - الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 19