تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
او با زنى از عماليق ازدواج كرد و از آنان جرهم زاده شد . حارث بن مضاض جرهمى « 1 » اين شعر را در همين معنا سروده است :
أللّهمّ إنّ جُرْهُما عبادك * النّاس طُرْفٌ و هم قلادك
سهيلى منكر اين خبر است و مىگويد : جرهم همان كسى است كه اعراب در دروغ‌هاى خود از او سخن مىگويند و از جمله خرافات ايشان در زمان جاهلى آن است كه جرهم فرزند فرشته‌اى است كه به خاطر ارتكاب گناهى - از آسمان به زمين فرود آورده شد و مورد خشم قرار گرفت ، همچنان كه هاروت و ماروت به زمين فرستاده شدند ، آنگاه شهوت در او نهاده شد و با زنى ازدواج كرد و جرهم از آن دو زاده شد و شاعرى در بارهء آنها گفت :
أللّهُمّ إنّ جُرْهُماً عبادكا * القوم طرف وهم تلادكا
سپس مىگويد : اين مطلب را از كتاب « اصفهانى » نقل كرديم « 2 » ، وى گويد : برخى معتقدند جرهم همراه با نوح در كشتى بوده و اين نشان مىدهد كه از فرزندان وى بوده است . سهيلى گويندهء اين مطلب را روشن نساخته است ، ولى فاكهى در كتاب « اخبار مكه » معيّن كرده و در روايتى از ابن‌عباس نقل كرده كه گفته است : در كشتى ( نوح ) هشتاد نفر بودند كه جرهم نيز در شمار ايشان بود . سهيلى به اختلاف نظرى در مورد نسب قحطان كه جرهمىها به آن منتسب هستند ، اشاره مىكند و نكاتى در بارهء قحطان مىآورد كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم . متن سخن وى از اين قرار است :
هامش
( 1 ) - از بزرگان شعراى جاهلى قديم است . « و هم قلادك » در اين بيت ؛ يعنى اهل مكه مانند قلّاده‌اى ، كعبه و حرم مكّه را فرا گرفته‌اند . ( 2 ) - الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 139 - 138