گرفت كه شامل دو باغ و يك ( سهم ) آب مىشد ؛ دو باغ يكى به نام « سلمه » و ديگرى به نام « حِلّ » بود كه در روستاى معروف به « رُكانى » در وادى « مَرّ » از نواحى مكهء معظمه قرار دارند .
مقدار آب چهار وجب بود كه منشأ آن از چشمهاى در روستاى ياد شده بود و دو وجب آن طى شب و روز به باغ حسين منصور سرازير مىشد . واقف مزبور سود حاصل از اين اوقاف را هر سال پنج قسمت مىكرد . يك قسمت براى چهار مدرسه كه به طور مساوى ميان ايشان تقسيم مىشد و سه قسمت براى طلبهها به طور مساوى ، و قسمت آخر نيز به سه بخش مىشد ، يكى براى آب و روغن و خود مدرسه و دو بخش ديگر براى ساكنان مدرسه ( همان فقرا ) كه به طور مساوى ميان ايشان تقسيم مىشد .
وقف اين اوقاف در نهم محرم 814 صورت گرفت و در نيمهء دوم ذىحجّه آن سال همان وقف كننده ، خانهاى در روبهروى مدرسه كه معروف به « دار امّهانى » بود ، وقف مدرسه كرد ؛ آن را به پانصد درهم خريدارى كرده بود و همان سال آن را مرمت كرد و وقف ( براى تأمين ) هزينههاى مدرسهء مزبور نمود . در اين سال وقف كننده و پس از حج ، از مكه به سفر رفت تا مخدوم خود سلطان غياثالدين را در جريان كارها قرار دهد ، ولى آن دو يكديگر را نديدند ؛ زيرا ياقوت در ربيعالأول 815 در جزيرهء هرمز وفات يافت و سلطان غياثالدين نيز در آخر سال 814 يا اوايل سال 815 وفات يافت كه البته تاريخ اوّل به نظر درستتر مىآيد ؛ زيرا در مراسم سال 814 خبر مرگ او پخش گرديد ، ولى درست نبود و پس از آن خبر صحيح فوت وى در سال 815 رسيد - خداى آنان را بيامرزد !
ديگر مدرسهء ابو علىبن ابىزكريا در نزديكى مدرسه مجاهديه كه به نام ( مدرسه ) ابوطاهر مؤذن معروف است . تاريخ وقف آن بنا به سنگ نوشتهاى كه بر آن است ، سال 635 است و واقف آن امام شهيد ذكر شده كه او را نشناختم . ديگر مدرسهء ارسُوفى در نزديكى بابالعمره است . ارسوفى همان عفيف عبداللَّهبن محمد ارسوفى « 1 » است كه به نام
هامش
( 1 ) - بازرگان باانصافى بود كه در سال 593 در مصر وفات يافت و به نيكوكارى و صدقهدادن و كار خير درمصر و حجاز شهرت داشت . نك : « التكملة لوفيات النقله » ، ج 1 ، ص 277 ، شمارهء 379