تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
افزوده ، طرفِ غربى روبه‌روى آن قرار دارد . امروزه اثرى از باب حناطين باقى نمانده است و مراد از آن ، در واقع سمت آن است ؛ زيرا تنها پس از فوت مهدى عباسى بود كه افزودهء دوّم درِ مسجدالحرام ساخته شد . نتيجه مىگيريم كه بهتر است مسافرى كه قصد بيرون رفتن دارد ، از در حزوره بيرون رود ؛ زيرا درِ مورد اشارهء نزديك باب حنّاطين ، همان است . در نوادر از ابن ابىزيد مالكى ، چنين آمده است : كسىكه مىخواهد از مسجدالحرام به قصد سفر بيرون رود ، از درِ معروف به باب عمره در سمت غربى مسجدالحرام خارج شود و بنابراين شايسته است مسافرى كه قصد ترك مسجد را دارد ، از آن در ، يا از درِ افزودهء ابراهيم عليه السلام يا از باب حزوره خارج گردد . اشنانى در « شرح منهاج » نووى ، متن مطلب « النوادر » را آورده و پيش از آن يادآور شده كه « النوادر » بيان درى را كه مسافر از آن از مسجدالحرام خارج مىگردد ، ناگفته گذارده است . در « النوادر » بنا به نقل ابن‌جبير در سفرنامه « 1 » آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله از درِ بنىشيبه وارد مسجدالحرام گرديد و از در بنىمخزوم به صفا رفت و از در بنىسهم به سوى مدينه درآمد . درِ بنىسهم ، همان باب مسجدالحرام است كه بدان اشاره كرديم و به اقتضاى سخن ازرقى و ديگرانى چون اشنانى مستحب است كه مسافر از آن عازم ديار خود گردد . از رافعى نقل شده كه اصحاب استحباب ورود به مسجدالحرام از در بنىشيبه را براى همه - اعم از اين كه از همان سمت وارد شده باشند يا سمت ديگرى - مطلق مىدانند ، حال آن كه راهِ كوهستانىِ بالايى چنين نيست و ورود از آن تنها براى كسانى مستحب است كه از آن راه وارد شده باشند . تفاوت اين دو نيز در آن است كه دور زدن مسجدالحرام ( از در بنىشيبه ) متضمن دشوارى نيست ، حال آن كه خروج از راه كوهستانىِ مزبور در صورتى كه واردشونده به مسجدالحرام از آن راه نيامده باشد ، دشوار است .
هامش
( 1 ) - رحلهء ابن‌جبير ، ص 83 و 84
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 512 | محمد مقدس / محمد بن أحمد الفاسي المكي