سنگهاى زيادى هم در اطراف آن وجود دارد و گفته مىشود زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از مكه به مدينه هجرت كرد ، براى وى خيلى گريه كرد و مردم مكه امروزه آن را كوه بكّاء ( كوه بسيار گريان ) مىنامند .
و « فخّ » به گفتهء السيد عُلَىّبن وهّاس حسينى ، آن چنان كه ياقوت در « مختصر معجم البلدان » از وى نقل كرده ، دشت سرسبزى است . او يادآور شده كه فخّ نامى براى دو مكان است : يكى از آنها همين است و ديگرى را نيز ياد كرده است . متن سخن او چنين است :
باب « فخّ » دو مكان است يكى دشتى از نواحى مكه . سيد علىّبن وهاس علوى مىگويد :
دشت سرسبزى است كه در آن قبر گروهى از علويان قرار دارد كه در واقعهاى كه ميان آنها و ياران موسى هادى بن مهدى بن منصور عباسى در سال 199 « 1 » در ماه ذى حجه اتفاق افتاد ، كشته شدند . شعرا نيز مرثيههاى زيادى براى آنها سرودهاند . و فخّ مكانى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى عُظَيمبن الحرث المحاربى ( به عنوان مقاطعه ) در نظر گرفت . اين مطلب را حازمى نقل كرده است . « 2 » * قبرستان ( معروف به ) « شبيكه » ؛ از ديگر قبرستانهاى متبرك مكه معظمه است و آن در پايين مكه پاى دروازهء شبيكه واقع شده كه چون ( قبر ) بسيارى از غربا و نيكوكاران و ديگران را در برگرفته ، نزد مردم مشهور است . فاكهى پس از ذكر قبرستان مكه در بالاى آن و بيان اندكى از فضيلتهايش ، مىنويسد : قبرستان « مطيّبىها » در بالاى مكه و قبرستان « احلاف » در پايين مكه قرار داشت . ظاهراً قبرستان احلاف همين قبرستان باشد ؛ زيرا در پايين مكه قبرستانى جز آن شناخته نيست و به خاك سپردن مردگان تا كنون گوياى آن است كه مردم در گذشته نيز ( مردگان خود را ) در آن به خاك مىسپردند .
« مطيّبىها » فرزندان عبد منافبن قصى و خاندان مخزوم و سهم و جمح و عَدِىّبن كعب هستند . نامگذارى اينان به « احلاف » و آنان به « مطيّبىها » ، علّت مشهورى دارد كه آن را در اصلِ اين كتاب باز گفتهايم .
هامش
( 1 ) - در هر دو نسخه چنين است ولى درستِ آن ، يكصد و شصت و نه مىباشد كه در معجم ياقوت هم چنيناست و با سال خلافت هادى نيز كه تا 170 ه . ادامه يافت ، سازگارى دارد .
( 2 ) - المشترك وضعاً و المفترق صقعاً ، ص 330 و 331