عبداللَّهبن المرجانى دربارهء تاريخ مدينه ديدم ؛ وى مىنويسد : از پدرم شنيدم كه مىگفت :
از شيخ ابوعبداللَّه دلاصى شنيدم كه گفت : از شيخ ابومحمد دبشى شنيدم كه مىگفت : ( در رؤيا ) اهل معلّاة ( مردگان قبرستان معلاة ) را ديدم ؛ گفتم : آيا فاتحه يا چيزى از اين قبيل ، سودى هم براى شما دارد ؟ گفتند : ما به اين چيزها نيازى نداريم . مىگويد : به آنها گفتم :
آيا در ميان شما كسى هست كه بلاتكليف باشد ؟ گفتند : در اين مكان كسى بلاتكليف نمىماند .
از ديگر موارد ، روايتى است كه در « تاريخ ابنسمعانى » حافظ ابو سعد در شرح حال ابىنصر محمدبن ابراهيمبن فخار اصبهانى آمده و يادآور شده است كه : ابو زكريا ابن منده حافظ ، از محمدبن منصوربن عليك تاجر شنيد كه مىگفت : از ساكنين مورد اعتماد مكه شنيدم كه مىگفتند : از ابونصربن فخار در مكه شنيديم نقل مىكرد : در خواب ديده است ، انسانِ مردهاى را كه در معلاة به خاك سپرده شده بود بيرون آوردند و در جاى ديگرى گذاشتند ، مىگويد : از حال وى جويا شدم و پرسيدم : چرا اين مرده را بيرون آورديد ؟ گفتند : اين قبرستان از پذيرش اهل بدعت معذور است و اين زمين هيچ بدعتگزارى را نمىپذيرد . و ديگر مطلبى است كه از استادمان ، مفتى تقىالدين عبدالرحمانبن ابىالخير ، شريف فاسى شنيدم كه مىگفت : از شيخ خليل مالكى شنيدم :
« دعا در سه جا در المعلاه ، مستجاب است ؛ از جمله ( نزديك ) قبرهايى كه به آنها قبرهاى « سماسرةالخير » ( قبر نيكوكاران ) مىگويند و نزديك گنبد ملك مسعود قرار دارد و نيز كنار قبر متبولى و نزديك قبر امامالحرمين كه منظور او عبدالمحسنبن ابىعميد حقيقى امام ( جماعت ) مقام حضرت ابراهيم عليه السلام بوده است » .
زيارت اين قبرستان نيز به دليل در برگرفتن ( قبرِ ) ساداتِ صحابه و تابعين و علما و صالحان بزرگان ، مستحب است . البته به تحقيق قبر صحابه مشخصى در آن شناخته نشده است و در مورد قبرى هم كه به آن قبر خديجه بنت خويلد « 1 » مىگويند ، نيز نشان قابل
هامش
( 1 ) - حقيقت آن است كه حضرت خديجه عليها السلام در ابواء ، ميان مدينه و مكه در فاصله حدود 13 ميلى رابغمدفون شده است .