ابنخليل نيز از اين كوه ياد كرده ، مىگويد : مستحب است كه مسجدالمرسلات زيارت شود . در اين مسجد سورهء « والمرسلات » نازل گرديد و در سمت يمانى مسجد خيف واقع است . محبّ طبرى نيز مطلبى به همين مضمون دارد ؛ او در كتاب خود « القرى » در باب سىام مىنويسد : آنچه دربارهء غارى كه سورهء والمرسلات نازل شده به نقل از عبداللَّه بن مسعود آمده ، چنين است : همچنان كه ما همراه با پيامبر صلى الله عليه و آله در غارى نزديك منى بوديم ، سورهء
وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً
بر وى نازل شد و به تلاوت آن پرداخت و من فرصت يافتم كه آن را از دهان مبارك آن حضرت بشنوم و دهان آن حضرت بدين سوره معطّر گرديد . در همين حال بود كه مارى به ما حملهور شد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آن را بكشيد . هر كدام در پىاين كار برآمديم چون مار دور شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : شما را از شر آن در امان نگهداشتم ، همچنان مرا از شرّ آن ( مار ) در امان نگاه داشتيد . بخارى اين روايت را در باب « ما يقتل المحرم من الدواب » « 1 » آورده است . اين غار در منا پشت مسجد خيف به سمت كوه ، در طرف يمن شهرت دارد و نسل اندر نسل به زيارتش مىروند .
از قول استاد ما قاضى مجدالدين شيرازى مطلبى به اين مضمون شنيدم كه ايشان در اين غار سورهء والمرسلات را همراه گروهى از دوستانش مىخواند ، از آنجا مارى به آنها حملهور شد . همين كه خواستند آن را بكشند ، فرار كرد و اين بسيار شگفت است ؛ زيرا درست مانند همان داستانى است كه - طبق نقل صحيح بخارى و غيره در حديث ابنمسعود - براى پيامبر صلى الله عليه و آله اتفاق افتاده بود .
در نسخهاى كه از مسند ابنمسعود دارم ، از مسند ابن حنبل چنين نقل شده كه اين داستان در حِرا براى پيامبر صلى الله عليه و آله اتفاق افتاد ؛ زيرا آمده است : يعقوببن ابراهيم از پدرش ، از ابناسحاق ، از عبدالرحمانبن اسود ابن يزيد نخعى ، از پدرش ، از عبداللَّه بن مسعود نقل كرده كه گفت : در شب مار ، سورهء والمرسلات بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل گرديد . گفتيم : شب مار چيست اى ابوعبدالرحمان ؟
هامش
( 1 ) - بخارى ، ج 4 ، ص 29 في الحج باب « ما يقتل من الدواب » .