عبداللَّه قَسْرى « 1 » در زمان ولايت خود بر مكه به فرمان سليمانبن عبدالملك ، آن را ساخت و آب شيرين زمزم را مستقيماً به آن راه داد . همچنين گفته شده است كه اين حوض به دستور وليدبن عبدالملك ساخته شده است . اين سخن را سهيلى گفته « 2 » و سخن نخست را ازرقى آورده است . « 3 » سپس اين حوض از ميان برداشته شد و اثرى از آن نماند و اين كار را نيز داودبن على عباسى آن هنگام انجام داد . وى از سوى برادرزادهاش عباس سفاح در سال 132 به عنوان والى به مكه آمده بود .
از ديگر اماكنى كه براى استفادهء همگانى در مسجدالحرام در نظر گرفته شده ، منبرهايى بود كه روى آنها خطابه ايراد مىشد ؛ نخستين كسى كه بر منبر مكه به خطابه ايستاد ، معاوية بن ابىسفيان بود . اين منبر كوچك و داراى سه پلّه است كه او در سفر به حج ، آن را از شام آورده بود . خلفا و واليان ، تا پيش از آن ، ايستاده در برابر كعبه و در حجر ، به ايراد خطبهء جمعه مىپرداختند . هر بار كه منبر معاويه خراب مىشد ، تعمير مىگرديد و تا زمان حج هارون الرشيد همچنان بر روى اين منبر ، خطابه و سخنرانى صورت مىگرفت . در اين زمان ، منبرِ نقشدار بزرگى با نُه پله از سوى موسىبن عيسى كارگزار وى در مصر ، به او هديه شد كه جاى منبر قبلى را در مكه گرفت و منبر قبلى به عَرَفه منتقل شد . پس از آن الواثق عباسى دستور داد منبرى براى مكه ، منبرى براى منا و منبرى براى عَرَفه ساخته شود . اين بود گزارش ازرقى دربارهء منبرها . « 4 » فاكهى نيز اين مطالب را آورده وافزوده است كه وقتى المنتصر فرزند متوكل عباسى
هامش
( 1 ) - او امارت عراقين را از سوى هشام بن عبدالملك بر عهده داشت . در سال 89 والى مكه شد و در سال 126 به قتل رسيد . ( شرح حال وى در نوشتههاى تاريخ مربوط به خلافت هشام بن عبدالملك همچون طبرى ، مسعودى ، يعقوبى ، ابناثير ، ابنكثير ، مرآة الجنان و ابنخلدون آمده است و . . . در نوشتههاى ادبى همچون اغانى ، ج 22 ، ص 5 ، العقد الفريد ، عيون الاخبار و غيره نيز ذكر زيادى از وى شده است . درباره وى نك : تهذيب تاريخ دمشق ، ج 5 ، ص 67 . و فيات الاعيان ، ج 2 ، ص 231 - 226 ، مصارع العشاق ، ج 2 ، ص 197 ، الفرج بعدالشده ، ج 2 ، ص 148 ، نشوارالمحاضره ، ج 4 ، ص 263 ، الاعلام ، ج 2 ، ص 338 )
( 2 ) - الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 224
( 3 ) - اخبار مكه ، ج 2 ، ص 60
( 4 ) - همان ، ج 2 ، ص 100