تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
را با طواف كنندگان افتخار مىبخشد و اگر فرشته‌ها با كسى دست دهند ، آن كس طواف كنندهء دور خانهء خداست . حال بايد گفت كه اگر طواف كننده چنين امتياز و فضيلتى دارد ، سزاوار است كه طواف ، با خلوص نيت و با حفظ زبان از هر آنچه ناشايست و ناسزا ، است انجام شود . و چه خوب گفته است محب‌ّالدين طبرى در اين باره : « و بدان كه سخن گفتن در طواف به جز آن صورتى كه در فصل پيش گفته شد ، خطايى بزرگ و غفلتى عظيم است و هركس چنين كند مرتكب كار ناشايستى گرديده است ، به‌ويژه اگر از سوى پژوهندگان علم و دين صورت گيرد و اگر چنين كند و ( با اين طواف ) به حج بپردازد ، باعث گمراهى ديگران شده است و هر كس در مسائل دنيوى و توجه به آنها با مخلوق سخن گويد يا به سخنان وى گوش دهد و ( اين سخن گفتن و گوش دادن ) او را از ذكر خالق و توجه به او و به آنچه به پرستش وى مربوط مىشود ، باز دارد ، كار نابخردانه‌اى انجام داده است ؛ زيرا با جسم خود طواف كرده ، ولى قلب او غافل و در جاى ديگرى بوده است و عبادتش را ناآگاهانه انجام داده است و بدين ترتيب بيش از آنكه سودى برده باشد ، زيان ديده است و چنين كسى ، بهتر آنكه خانهء كعبه به درگاه خداوند - عزّوجلّ - و جبرئيل ، از وى شكايت ببرد و بسا ( چنين كسى ) باعث آزار فرشتگان شود و بسيارى از طواف كنندگان از وى بيزار باشند و بر طواف كننده است كه تلاش كند از چنين وضعى ، دورى جويد . سليمان‌بن خليل مىگويد : طواف كننده بايد مصداق وصفى كه در اشعار يكى از علما آمده ، نباشد : « اى كسى كه با جسم خود به طواف كعبه آمده‌اى ، ولى جسم تو در شهرى و روحت در شهر ديگر است . » « چه‌كرده‌اى و مشغول چه‌كارى هستى ، سراسيمه به قصد ديدار به خداى بىنياز روانى . » « همانا طواف بى دل و بدون چشم ( بصيرت ) ، غم و اندوه را بر طرف نمىكند . »