كه روى اين پوشش ، نوشتههايى در حمد و تسبيح و تكبير و تعظيم خداوند ، به صورت هالههايى دايره شكل و جود دارد . اين پوشش تا سال بعد مىماند و دوباره به صورتى كه گفته شد ، تعويض مىشود . وقتى پوشش كعبه زياد و چند لايه مىشود ، از ترس آن كه مبادا سنگينى كند . از آن مىكاهند و پردهداران كعبه كه خاندان شيبه بودند ، پردههاى اضافى و قبلى را براى خود برمىداشتند .
اين بود سخنان صاحب « العقدالفريد » در اين باره . « 1 » وفات ابنعبد ربّه بنا بر آنچه ذهبى در « العِبر » و ديگران گفتهاند ، « 2 » در سال 328 بوده است ، ولى من در كتاب وى ( العقد الفريد ) مطالبى يافتهام كه نشان مىدهد سالهاى پس از آن نيز زيسته است و در اصل اين كتاب ، توضيح دادهام .
از ديگر پوششهاى كعبه ، ديباج سفيد در زمان حاكم فاطمى و در زمان نوادهء او مستنصر فاطمى است كه صُليحى والى يمن و مكه ، به دستور مستنصر آن را پوشاند .
ابونصر استرآبادى نيز در سال 466 ، كعبه را با پارچهاى سفيدِ بافتهء هند ، پوشش داد .
در اين سال كعبه با ديباج سفيد نيز پوشانيده شد ؛ اين پوشش را سلطان محمدبن سبكتكين با خود داشت و نظامالملك وزير سلطان ملكشاه سلجوقى پوشش را به دست آورد و به مكه فرستاد كه آن را روى پوشش ابونصر قرار دادند . همچنين كعبه پوشش سبز رنگ نيز به خود ديد كه در آغاز خلافت ناصر خليفهء عباسى بود . شايد هم پيش از اين زمان چنان پوششى داشته است .
در زمان ناصر خليفه عباسى ، پوشش سياه با حاشيه دوزى زرد و پيش از آن سفيد هم بر كعبه پوشانده شده كه به گمانم تاكنون همان ديباج سياه ، به عنوان پوشش كعبه ، باقى مانده است . جز اين كه در سال 643 منصوربن منعه بغدادى ، شيخ حرم مكه - پس از آن كه باد شديدى در اين سال بر مكه وزيد و پوشش آن را پاره كرد - پارچهء نخى سياه رنگى روى آن قرار داد . من خود به خط مُيُورقى نوشتهاى ديدم كه نشان مىدهد وزش اين باد
هامش
( 1 ) - العِقد الفريد ، ج 6 ، صص 257 و 258
( 2 ) - « العِبر في خبر مَن غَبر » ، ج 2 ، صص 211 و 212