سال 169 كشته شدند .
علىبن وهّاسِ ياد شده ، از فضلاى مكه و از كسانى است كه نزد زمخشرى شاگردى كرد و گفته شده كه زمخشرى « الكشاف » را به خاطر او تصنيف كرد و در آن ، وى را ستوده است . اگر خدا بخواهد ، در باب چهلم به « مَجَنّه » و « شامه » و « طفيل » ( كه در بيت دوم شعر فوقالذكر آمدهاند ) خواهيم پرداختم .
از ديگر دلايل استحباب سكونت در مكه ، سخن عايشه است كه گويد : اگر امر هجرت نبود ، به يقين ساكن مكه مىشدم . من آسمان را به زمين در مكه از هر جايى نزديكتر مىبينم و در هيچ جايى دلم به اندازهء مكه آرام و مطمئن نيست و ماه را در مكه از هر جاى ديگر زيباتر مىبينم . اين حديث در تاريخ ازرقى « 1 » آمده است . همچنين در استحباب مجاورت مكه روايتى است كه در باب فضايل مكه ، از جندى نقل شدهاست . او مىگويد : ابوصالح محمدبن زنبور از سفيان بن عُيينه از مطر ، از ابوطفيل نقل كرده كه ابنعباس گفته است : در مكه اقامت كن هر چند كه ناگزير به خوردن خار درختان شوى .
نيز موارد ديگرى در استحباب مجاورت مكه وارد شده كه ما به همراه مطالب ديگر مربوط به حكم اقامت در مكه ، در اصل اين كتاب آوردهايم و در اينجا به همين اندازه بسنده مىكنيم .
وفات در مكه
از عبداللَّه بن عمربن خطاب روايتى به دستمان رسيده كه مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از سخنان و احاديثى كه بيان كرد ، فرمود : هركس در مكه بميرد ، مانند آن است كه در آسمانها وفات يافته است . البته سند اين روايت ضعيف است .
و از حسن بصرى در رسالهء مشهورش روايتى آورده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود :
هركس در مكه بميرد ، مانند آن است كه در آسمانها مُرده است .
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 2 ، ص 153