( خطاب به مكه ) مىفرمود : « به خدا سوگند كه تو بهترين و دوستداشتنىترين سرزمين نزد خدايى و اگر بيرون رانده نشده بودم ، هرگز تو را ترك نمىگفتم » .
امّمحمد دختر مُنَجّا برايم گفت : از قاضى ابوالفضل مقدسى شنيده كه مىگفت :
حافظ ضياء از ابوجعفر صيدلانى و فاطمه بنت سعدالخير ، از فاطمه بنت عبداللَّه ، از ابوبكر محمدبن عبداللَّه ، ازابوالقاسم طبرانى از زُرْعَهء دمشقى ، از ابويمانى ، از شعيببن ابوحمزه و طبرانى از عبدالرحمانبن جابر بحترى به ما گفته كه بِشْربن شعيب از زُهَرى ، از ابوسَلَمَة بن عبدالرحمان نقل كرده كه عبداللَّهبن عُدىّبن حمراء به وى گفته كه او از پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله شنيده كه وى در حالى كه در « حزوره » در شرق مكه ايستاده بود ، خطاب به مكه فرمود : « به خدا سوگند تو بهترين سرزمين خدا و دوستداشتنىترين سرزمين خدا براى خدا هستى و اگر نبود كه از آنجا بيرونم كردند ، هرگز بيرون نمىشدم » .
ترمذى « 1 » آن را با سند نقل كرده و نسائى به نقل از قتيبةبن سعيد از ليث روايت كرده و ابنماجه « 2 » به نقل از زغبه آن را مستند كرد و ابنحبّان در صحيح خود از محمدبن حسن بن قتيبه از زغبه از ليث ، آن را با سند آورده است . اين روايت نسبت به روايت ترمذى و نسائى از رجال كمترى برخوردار بوده ، اما موافقت آن با روايت ابنماجه و ابنحبّان كمى رجال در آن را جبران مىكند .
ترمذى بنا بر نقل قولى كه محبّ طبرى در « القرى » از وى به عمل آورده ، مىگويد :
حديث ابنحمراء ، حديث حَسَن و صحيحى است و من آن را از خط خودش نقل كردم .
وى پس از ذكر حديث مىگويد : و از عبداللَّه بن عدىّبن حمراء كه خود ديدم بالاى كلمهء « الحمراء » كروشهاى باز شده و در آن چيزى شبيه « خيار » قيد شده بود ( يعنى به جاى حمراء ، خيار هم آمده است ) و اين از وى ، شگفت است ؛ چرا كه اين حديث از ابنحمراء مشهور است .
ترمذى در ادامهء حديث ابنحمراء مىگويد : محمد بن عمرو به نقل از ابىسلمه به
هامش
( 1 ) - شمارهء 3921 ، « في المناقب باب ماجاء فى فضل مكة » .
( 2 ) - شمارهء 3108 ، « في المناسك باب ماجاء فى فضل مكة » .