مورد تحريم استخراج خاك و سنگ حرم گفته ، شافعى نيز در « الجامع الكبير » و « الأم » آورده و نووى در « الروضه » آن را تأييد كرده است ؛ هر چند در « شرح المهذّب » به نقل از اكثريت شافعىها يادآور شده كه اين كار مكروه ( و نه حرام ) است .
محبّ طبرى مىگويد : كراهت استخراج خاك حرم به خارج از حرم ، از نظر ما ، كراهت تحريمى است . بر كسىكه خاك حرم را بيرون ببرد ، واجب است كه آن را باز گرداند و در ردّ نكردن ، ضمانى بر وى نيست . و اما كراهت وارد كردن خاك و سنگ غير حرم به حرم را نووى در « الروضه » و « مناسك » خود تصريح دارد و در « المجموع » يادآور شده كه اصحاب بر اين اتفاق دارند كه اين كراهت از باب اولويت است و البته جاى تأمل دارد ؛ زيرا صاحب « البيان » از شيخ ابوحامد نقل كرده كه گفته است : داخل كردن چيزى از خاك و سنگ غير حرم به حرم جايز نيست ؛ علت اين كراهت نيز در آن است كه مبادا ( اين سنگ و خاك وارد شده ) از حرمتى كه نداشتهاند ، برخوردار گردند .
حنبلىها بر آنند كه خارج كردن خاك و سنگ از حرم به بيرون از حرم و نيز وارد كردن خاك و سنگ از آنجا به داخل حرم كراهت دارد و به گفتهء احمدبن حنبل كراهت خارج كردن ، شديدتر از وارد كردن است . حكم « حرم مكه » در اين موضوع نيز به اتفاق ، همان حكم « مكه » است .
علما درمكه و حرم آن ، اختلاف نظر دارندكه آيااين مكان ، پس ازدرخواست ابراهيم خليل عليه السلام پناهگاهى در برابر خوف و ستمگران و زلزلهها گرديد يا اينكه از ابتداى آفرينش آسمانها و زمين ، امن بوده است ؟ بنا به نظر نووى و ديگران و بر اساس حديث ابنعباس و ابوهريره و ابنشريح خزاعى ، نظر دوم صحيح است ؟ درخواست ابراهيم خليل عليه السلام از پروردگار يكتاى خود آن بودكه آنجا را از قحطى وخشكسالى درامان نگهدارد و به مردم آن ميوههاى فراوان عطا نمايد . پيروان نظريهء اول ( يعنى امن شدن مكه پس از درخواست و دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام ) به حديث عبداللَّه بن زيد بن عاصم « 1 »
هامش
( 1 ) - بخارى ، ج 4 ، ص 290 در « البيوع » باب بركة صاع النبى صلى الله عليه و آله ومُدَّه ، و مسلم در شماره 1360 در الحج ، بابفضل المدينه ، روايت كرده است .