تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
نظر كنم . براى اين كار حتماً بايد به ميان مردم رفت و با همه طايفه‌ها از نزديك برخورد داشت ، ولى نكتهء اساسى قابل ذكر در اين ميان آن‌است كه به هنگام نماز مساجد پر مىشود و مردم در كارهاى خود همواره خدا را در نظر مىگيرند . * شما طى اين سفر خواهان از سرگيرى فعاليت‌هاى " دارالتقريب " شديد . پس از سى و پنج سال تعطيلى ، اين مركز چه خاصيتى مىتواند داشته باشد ! ؟ " دارالتقريب " بسيار مفيد است ، زيرا ما از شيعيان دور نيستيم ؛ آنها برادران دينى ما هستند ، " دارالتقريب " بسيار فعّال بود و مجله‌اى با نام " رسالة الاسلام " را منتشر مىكرد كه سرشار از مطالب مربوط به " تقريب " بود . * آيا بهتر نيست كنفرانسى برگزار شود كه در آن همهء علما و پيشوايان دو مذهب گردهم آيند و به گفت‌وگو و بحث در مسائل بپردازند ؟ ما ديدار كرديم و به بحث پرداختيم و به " تقريب " زيادى در حدّ وحدت هم رسيديم . ولى كنفرانس‌ها برگزار مىشوند و به پايان مىرسند و كارى از پيش نمىبرند . سفر ما به ايران خيلى مؤثرتر از كنفرانس‌ها بود و بازتاب‌هاى بسيار خوبى داشت . * شما در چه مواردى توافق كرديد كه به مرحلهء وحدت هم رسيده است ؟ توافق كرديم كه در هيچ موردى اختلاف نداشته باشيم ، زيرا ديد ما نسبت به شيعه قبلًا از اين قرار بود كه آنها قرآن‌هاى خاص خود و عبادات ويژه خود را دارند ؛ به همين دليل هر يك از اعضاى هيئت مصرى ، قرآن ويژه خود را همراه داشت ! ولى يكباره متوجه شديم كه قرآن آنها عين قرآن ماست . همراه نشست‌ها و ميزگردهايى كه طى اين سفر برگزار شد نيز با تلاوت قرانى آغاز مىشد و از آن مهم‌تر كه قاريان ايرانى سعى مىكردند از شيوه تلاوت قاريان مصرى تقليد كنند . مثلًا در جلسهء گشايش كنگره ، قارى ايرانى از " شيخ عبدالباسط عبدالصمد " و ديگرى از " شيخ مصطفى اسماعيل " تقليد مىكردند ؛ در اين سفر ، آن سوءتفاهم‌هايى كه در ذهن ما بود جملگى از ميان رفت . * ديدارها و گفت‌وگوهايى كه در اين سفر صورت گرفت ، جملگى به موضوعات
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 495 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي