كنگرههاى مشترك وجود ندارد ؛ چون هيئت مصرى متوجه شد كه اختلاف بين اهل سنت و شيعه ، تنها خيالى است كه طرفين را فرا گرفته ، حال آنكه قرآنشان يكى و كتابشان يكى است تا جايى كه حتى قاريان ايرانى از صداى " عبدالباسط " و " مصطفى اسماعيل " تقليد مىكنند و زنان مصرى حجاب دربرمىكنند وپوشش زنان ايران نيز چادر است .
* به چه منظور در رأس يك هيئت مصرى به ايران سفر كرديد !
دعوت براى اين سفر از سوى " مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى " براى حضور در كنگرهء بزرگداشت پيشگامان تقريب يعنى : " آيت الله العظمى بروجردى " و حضرت " شيخ محمود شلتوت " صورت گرفت . اين دعوت خطابه " دكتر محمد سيد طنطاوى " ( شيخ الازهر ) و دو تن همراه او بود . ايشان به دوازده انديشمند مصرى مأموريت دادند مقالاتى دربارهء " شيخ محمود شلتوت " بنويسند و اين دعوت با " مجمع پژوهشهاى اسلامى " هم در ميان گذاشته شد . " شيخ الازهر " خود دوازده انديشمند نويسنده مقالات را برگزيد و از آنجا كه شرايط خاص ايشان به گونهاى است كه از سفر منع شدهاند ، ازمن خواستند ايشان را در رياست هيئت ، نمايندگى كنم .
* آيا اين نخستين سفر از اين نوع به ايران است ؟
آرى .
* طى اين سفر ، ايدهء تقريب دو مذهب اهل سنت و شيعه مورد بحث و بررسى قرار گرفت ، به نظر حضرتعالى اين " تقريب " چگونه محقّق مىشود ؟
اهل سنت مىگويند : لااله الّا الله . آنها [ شيعه ] هم همين را مىگويند . به همين دليل فاصلهء دو مذهب از يكديگر بسيار اندك است و مطلقاً دور نيست . پيامبر اكرم ( عليه الصلاة و السلام ) مىفرمايد : هركس بگويد " لااله الّاالله " وارد بهشت مىشود . " ابوذر " از ايشان مىپرسد : حتى اگر زنا كرده باشد اى رسول خدا ؟ پيامبر فرمود : حتى اگر زنا كرده باشد . . . مسئله ، مسئلهء ايمان است و تا هنگامى كه كفر نباشد ، " تقريب " جايز است .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 492
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤٩٢