علاوه بر اين ، ما با شيعه در مورد اصول و ثوابت عقيدتى اتفاق نظر داريم ؛ آنها نيز همچون ما اين اصول را از قرآن و سنت مىگيرند .
ما در فقه در خصوص 95 % احكام اتفاق نظر داريم و وجه اختلافهاى ما تنها 5 % است كه مىتوان در اين موارد نيز " تقريب " داشت . اسلام به ما فرمان داده تا با كسانى كه در عقيده اتفاق نظر نداريم ، گفتوگو كنيم ؛ آنهايى كه در عقيده با ايشان اتفاق نظر داريم كه جاى خود دارند !
* اختلافهاى اين دو مذهب در چيست ؟
ما اكنون در مورد وجود اتفاق صحبت مىكنيم و نه اختلاف ؛ زيرا اختلافها در فرعيات است و پيشوايان اهل سنت : " ابوحنيفه " ، " ابن حنبل " و " شافعى " نيز با هم اختلاف داشتند و حتى " ابوحنيفه " با اين سخن به اختلافها پايان بخشيد : « نظر من صواب است ، ولى احتمال خطا در آن مىرود و نظر ديگرى ، خطاست ولى احتمال صواب در آن هست . . » بنابراين اختلاف حتى ميان پيشوايان هم وجود داشته است ، ولى هرگز به مرحلهاى كه همديگر را تكفير كنند يا مجرم بدانند ، نرسيد .
وقتى ما به ايران رفتيم ، همراه با آنها به نماز ايستاديم و آنها نيز با ما نماز خواندند و هيچ اختلاف عمدهاى در نماز آنها نديدم .
* چگونه مىگوييد اختلافى نديديد ، حال آنكه مىدانيم شيعيان اعمال خاصى را در نماز انجام مىدهند ؟
تنها اختلاف آنها در آناست كه " مهرى " از جنس خاك برزمين مىگذارند تا بر آن سجده كنند .
* پيشنماز چه كسى بود ؟
پيشنمازها از هر دوطرف بودند ؛ در نماز ظهر شيعيان به امامت يك مصرى نماز خواندند و در نماز مغرب ، ما به پيشنمازى يك شيعه ، به نماز ايستاديم ؛ شايد يكى از ويژگى نماز در آنجا ، جمع ميان نمازهاى ظهر و عصر و نيز نمازهاى مغرب و عشاست كه روايت آن وارد شده و شرعاً هم جايز است .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 493
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤٩٣