تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
نمازهاى پنج‌گانه و روزهء ماه رمضان و زكات واجب و حج خانهء خدا ، اركان دين آنهاست و آنچه كه خدا و رسول حلال كرده‌اند حلال آنها و آنچه حرام كرده‌اند حرام آنهاست ، حق هم آن‌است كه خدا و رسول حق دانسته‌اند و باطل نيز آن‌است كه آنها باطل انگاشته‌اند و روز قيامت نيز بى هيچ ترديدى آمدنى است و خداوند آنهايى را كه در قبرها خفته‌اند مبعوث مىگرداند :
« لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى »
( النجم / 31 ) ( تا كسانى را كه بد كرده‌اند ، به [ سزاى ] آنچه انجام داده‌اند كيفر دهد ، و آنان را كه نيكى كرده‌اند ، به نيكى پاداش دهد . ) مگر شيعيان و اهل سنت ، شرعاً در همهء اينها برابر نيستند ؟
« كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ »
( بقره / 285 ) ( . . . مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتاب‌ها و فرستادگانش ، ايمان آورده‌اند [ وگفتند : ] « ميان هيچ يك از فرستادگانش فرق نمىگذاريم » و گفتند : « شنيديم و گردن نهاديم ، پروردگارا آمرزش تورا [ خواستاريم ] و فرجام به سوى توست . ) و نزاع ميان آنها در مسائل اختلافى نيز همگى " صغروى " است و هرگز نزاع كبروى ميان ايشان وجود ندارد ؟ مگر نديده‌ايد كه آنها وقتى در وجوب يا حرمت يا استحباب يا كراهت يا مباح بودن چيزى اختلاف نظر پيدا كردند يا اگر در صحت و بطلان آن يا در جزئيت يا شرطيت يا مانعيت يا چيز ديگرى اختلاف داشته باشند و يا اگر در عدالت ، ايمان يا موالات يا معادات كسى اختلاف رأى داشته باشند به‌دنبال دلايل شرعى مىگردند و حكم آن‌را مىپذيرند و اگر براى جملگى ايشان چيزى در دين اسلام ثابت شود يا عدم ثبوت آن دانسته شود يا همگى در آن شك پيدا كنند ، هرگز دو نفرشان با هم اختلاف نخواهند داشت ؟ علماى امت اتفاق نظر دارند كه چنانچه مسلمان به جست‌وجوى دلايل شرعى برآمد و حكمى عملى از آنها استنباط كرد ، عمل به آن بر وى واجب مىشود كه اگر بر صواب بود دو اجر و چنانچه بر خطا بود ، يك اجر دارد . اين هم متن حديث از پيامبر اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) كه فرمود : « چنانچه حاكمى اجتهاد كند و بر صواب
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 406 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي